تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
زيرا ميان انصار - كه محفوف به آثار نبوت و مندهش از نزول قرآن بودند و در راه اسلام متحمل زحمت‌ها و مشقت‌هايى گرديدند و پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله آن همه به خلافت بلافصل مولاى متقيان عليه السلام تأكيدهاى فراوان فرموده بود - اين سابقه‌ها كجا و ناديده گرفتن آن عهدها و زيرپاگذاشتن آن همه پيمان‌ها و ميثاق‌هاى مؤكّد كجا ؟ چنين عطفى مانند عطف به « ثم » در اين آيهء شريفه است : « الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ » ؛ « 1 » سپاس مخصوص خداوندى است كه آسمان‌ها و زمين را آفريد و تاريكىها و نور را قرار داد . ( با اين همه كه مانند و عديلى ندارد و فاصلهء بسيارى بين خدا و بت‌ها هست ) سپس كافران براى خدا ، مانند و عديل قرار مىدهند . صديقهء طاهره ادامه مىدهد : فَوَجَدَكُمْ خِفافاً و أَحمَشَكم فَألْفاكُم غضاباً ؛ شيطان ديد عجب سبك بال و چالاك هستيد و از تهييج او چقدر در اجراى فرمانش غضب‌ناك و مصمّم مىباشيد . دو نمونه از چالاكى آنان در فرمان برى از شيطان : 1 . سيد بزرگوار ، صاحب كرامات ، رضىالدين ابوالقاسم على بن موسى بن جعفر بن محمد بن طاووس حسنى حسينى ، در كتاب نفيس كشف المحجه مىنويسد : سزاوار ، آن بود كه ماجراى سقيفه را مستور بدارند و آنچه را كه مايهء رسوايى است آشكار ننمايند . چه رسوايى از آن بالاتر كه پيكر پيامبر واجب الاطاعه را كه خدا به بزرگ داشتن او ، امر فرموده و نيز او سبب سعادت دنيا و آخرت آنها شده ، هم‌چنان انداختند و آن قدر صبر نكردند تا آن پيكر مقدس را غسل و كفن نموده و حق مصيبت بزرگ از دست رفتن پيامبر عظيم الشأن را ادا نمايند ؛ بلكه با كمال شتاب زدگى پيكر پاكش را بىغسل رها كردند و خود در طلب رياست و دنيادارى رفتند . دنيايى كه خداى متعال آنها را
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 1 .