شيطان هنگامى كه كار تمام شد ( و حكم شقاوت كافران صادر گرديد ) گفت : بر شما قدرت و تسلطى نداشتم جز اين كه شما را ( به سوى باطل ) خواندم و شما آن را با جان و دل پذيرفتيد .
پس مرا ملامت نكنيد و خود راملامت كنيد . ( مثلًا اگر گفتم : برو كلاه فلانى را بياور ، شما علاوه بر آن ، سر را هم آورديد ) شيطان را نه تنها اجابت كرديد ، بلكه از جان و دل او را استجابت نموده و به او رغبت داشتيد .
2 .
و للغرّةِ فيه مُلاحظين
: در مصباح المنير آمده :
لَحظتُهُ بالعين ، و لَحَظْتُ اليه ، راقبته و نظرتُ إليهِ بِمُؤخّرِ العين عنْ يمينٍ و يسارٍ وَ هو أَشدُّ التِفاتاً مِن الشّزَر
؛ يعنى با چشم نگريستم و به او نگاه كردم ، يعنى كاملًا مراقب بودم به او با دو طرف چشم از راست و چپ نگاه كردم . اين تعبير ، توجهِ بيشتر را مىرساند تا اين كه گفته شود :
نَظرتُ إليه شَزَراً
؛ او را تند و خيره نگاه كردم . صديقهء طاهره - صلوات اللّه عليها - « لَحَظَ » را با « باء » و « الى » متعدى نفرمود ؛ بلكه با « في » متعدى ساخت . و فرمود :
و للغرة فيه ملاحظين
؛ تا توجه و التفات كامل را برساند ، مانند قرآن كريم كه كلمهء « نَظَرَ » را با حرف « الى » و « باء » متعدى نفرمود ، آن جا كه مىفرمايد : « فَنَظَرَ نَظْرَةً فِى النُّجُومِ * فَقالَ إِنِّى سَقِيمٌ » ؛ « 1 » ابراهيم عليه السلام نگاه خود را به ستارگان دوخت و مستقر ساخت . . . در اين آيه ، خداى متعال كلمهء « نَظَرَ » كه مرادف « لَحَظَ » مىباشد را با « في » متعدى فرمود ؛ تا برساند نگاه ابراهيم به ستارگان ( مانند نگاهكردن ستاره شناس ) همراه با دوختن چشم و تدبّر بوده و لذا با « فاء » تفريع ( نتيجه گرفتن ) عطف فرموده و گفت :
فقالَ انّى سَقيم
. استفادهء بيمارى از ستارگان ، فقط از عهدهء ستارهشناس ساخته است نه از هر نگاه سطحى .
در اين جمله هم شريكة القرآن مىفرمايد : شما هم تمام چشمتان را به شيطان و به دعوت فريبآميز او دوخته بوديد و شيطان زمينه را در شما كاملًا مهيا ديد . حال كه زمينه كاملًا مهيا شده
ثُمّ اسْتَنْهَضكُمْ
؛ او هم شما را به نهضت طلبيد . شريكة القرآن اين جمله را با « ثم » عطف فرمود تا فاصلهء بسيار اين خيزش را نسبت به خلافت الهى برساند ؛
هامش
( 1 ) . صافات ( 37 ) آيات 88 و 89 .