بِما يَرجِع الإله و رُسلَه و كُتُبَه و عبادته الطاعةَ و الشّريعة ؛ « 1 »
دين در اين مقام عبارت است از روابط انسان با مقام الهى ؛ از جهت اعتقاد به چيزى كه به خدا و پيامبران و كتابهاى آسمانى و اطاعت و شريعت ارتباط دارد .
توضيح آن كه براى انسان افكار مختلفى پيش مىآيد از خود مىپرسد آيا اين جهان هستى سازنده و مدبّرى دارد يا نه ؟ بر فرض داشتن آن ، مىتوان به درك آن نايل شد يا نه ؟
آيا او همهء صفات كمال را داراست يا نه ؟ يكى از صفات كمال ، حكيم بودن ذات متعال است . آنگاه اين سؤال پيش مىآيد : به چه علت و حكمتى اين خلقت را بنا نهاد و غرض از خلقت انسان و پديدههاى ديگر چيست ؟ آيا اين خلقت آغاز وانجامى دارد يا نه ؟ سرانجام آن چيست ؟ با اين همه اختلافها در عقايد و افكار ، تكليف آدمى چيست ؟ آيا در مدتى كه در اين جهان به سر مىبرد ، ناچار از تمدن و حكومت است ؟ حكومتش چگونه است ؟
اعمال خودش چگونه است ؟ اصلًا در عالم ، حسن و قبحى وجود دارد و يا همهء اين حرفها بافتهء خيال و واوهام است ؟ رفتار انسان راجع به خود و بستگان و جامعهاش چگونه است ؟ اين افكار و صدها از اين قبيل سؤالها را بايد اين مجموعهء الهى به نام دين جواب گو باشد .
جامعيت قرآن
ادعاى قرآن آن است كه اين مجموعه به نام دين اسلام آن چنان جامع است كه كتابش گواه صادق و غالب بر كتابهاى آسمانى است و براى پاسخ گويى به اين سؤالها براى بشر فرود آمده ، و جواب گوى همهء پرسشها در همهء موضوعهايى است كه تاكنون به فكر بشر رسيده و يا خواهد رسيد . دليل بر اين ادعا آيهء شريفهاى استكه دربارهء كتاب آسمانى ، قرآن اين چنين مىفرمايد :
« وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الكِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الكِتابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . آلاء الرحمن ، ص 166 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 48 .