اسلام و قرآن را در اقطار جهان ترويج نمودند و به شهادت تاريخ ، جهان گشايى نه فقط در عصر خلفاى راشدين بوده ؛ بلكه در عصر اغلب خلفاى بنىاميه و بنىعباس اتفاق افتاده و دنيا با دينى جامع و كامل روبه رو شد . پس چگونه است كه صديقهء طاهره عليها السلام مىفرمايد :
پوشش دين پوسيده شد ؟
دين نمىتواند حافظ خود باشد
پاسخ : اساس پوسيده شدن دين به محض رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اشغال خلافت ، گذاشته شد و در همان زمان ، پوسيدگى دين با تصدى نااهلان و نادانان شروع گرديد .
خشت اوّل گر نهد معمار كج * تا ثريا مىرود ديوار كج
اما در مورد اين كه با به قدرت رسيدن مخالفان اهل بيت ، گسترش اسلام شروع شد ، بايد قبلًا فهميد كه طراوت و زنده بودن دين با چه چيز صورت مىگيرد ؟ آيا خود دين ، مىتواند خود را محافظت نمايد و پيش برود يا نه ؟ مسلماً جواب منفى است ؛ زيرا قانون ، بدون عملى شدن آن در جامعه و به وسيله مردم ، نخواهد توانست قدرت خود را حفظ كند و اگر در اجتماع ، دين رسمى و عملى نشود ، پس از مدتى به كلى از بين رفته و از خاطرهها محو خواهد شد . حتى بر فرض اين كه معارف و محتواى آن بر پايهاى بلند باشد ، آيا دين با فتوحات و لشكركشى به اقطار جهان و در نتيجه ، آوازهء بلندش مىتواند حافظ خود باشد ؟ پاسخ اين سؤال نيز منفى است . دين با آوازهء بلند و طرفداران بسيار ، باز قدرت محافظت از خود را ندارد ؛ چون اين ادعا از اهميت بيشترى برخوردار است ، پاسخ آن طى مقدماتى روشن مىشود :
دين چيست ؟
دين مجموعهاى از عقيدهها و عملها كه آدمى با داشتن آن عقيدهها و پيروى از آن اعمال به كمال مناسب خود نايل مىگردد . مرحوم بلاغى دين را چنين تعريف مىكند :
الدينُ في هذا المقامِ عبارةٌ عنْ رَوابطِ الإنسانِ معَ مقام الإلهيةِ مِن حيثُ الاعتقادِ