پيروزى كه مسلمين از شر مشركان وكافران رهايى يافتهاند ، مثلًا نمىفرمايد كه
لاتَخشَوْهم و ارجوني و توكَّلوا عليّ ؟
زيرا ديگر ترس و بيمى از خارج نيست ؛ بلكه ترس از خود مسلمانهاست كه نكند يك دفعه خار حسدها و كينهها بروز كند و كار را به اختلاف داخلى بكشاند و مبادا زحمات رسول اكرم صلى الله عليه و آله با آن همه جانفشانى و كوششهاى طاقتفرسا ، فداى هوس جاه و مقام جاهپرستان حسود و عنود گردد و بالأخره نكند كه خلافت الهى مبدل به سلطنت گردد .
هشدار پيامبر
رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز كاملًا در لحظههاى آخر عمر مبارك خود - به اتفاق مورخان - به شدت نگران وناراحت بود . چون مىدانست به محض اين كه رهسپاردار انبيا شود ، منافقان امت كه در كمين بودند ، بيرون آمده و آنچه را كه رسول اكرم بنيانگذارى فرموده از ميان خواهند برداشت . شاهد اين نگرانى عميق ، روايات بسيارى است كه در صحيح بخارى و در ديگر كتابها و جوامع حديث از طريق عامه آمده است . از باب نمونه به اندكى از بسيار اكتفار مىكنيم :
بابى است با عنوان
بابُ قولِ النبيّ صلى الله عليه و آله : لاتَرجعُوا بَعدي كُفّاراً يَضربْ بَعضُكم رقابَ بعض . « 1 »
در اين باب رواياتى آورده كه همهء آنها به مضمونِ همان عنوان است . از جمله اين روايت :
عن ابن عُمر أنّه سَمِع النبيّ صلى الله عليه و آله يَقول : لاتَرجِعوا بَعدي كُفّاراً يضرب بعضُكم رقابَ بعض ؛
ابن عمر مىگويد : شنيدم پيامبر مىفرمود : پس از من به كفر برنگرديد كه بعضى گردن بعضى ديگر را بزند .
باز از ابن عباس نقل مىكند :
« قالَ النبيُّ صلى الله عليه و آله : لاتَرْتَدّوا بَعدي كُفّاراً يَضربْ بعضُكم رقابَ بعضٍ » ؛
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پس از من مرتد نشويد كه بعضى گردن بعضى ديگر را بزند .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، كتاب ديات ، ص 62 .