با به صدا درآوردن گوساله ، بنىاسرائيل را به پرستش آن دعوت كرد . هارون با مشاهدهء يكه تازى سامرى و گرويدن قومش به او گفت : « يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِى وَأَطِيعُوا أَمْرِى » ؛ « 1 » اى قوم من ! اين جريان ، امتحان حق تعالى است و پروردگار شما خداى رحمان است ؛ پس از من پيروى نماييد و ( در عبادت خداى واحد فقط ) فرمان مرا اطاعت كنيد . اما چه سود ، سنخيت و خو گرفتن ، فطرتشان را مسخ كرده بود ؛ ميثاق الهى را ناديده گرفتند و از فرمان هارون ، خليفهء موسى سرپيچى كرده و به سوى پرستيدن گوساله و لبيك به دعوت سامرى ، از جان و دل شتافتند .
تكرار تاريخ
بنابر روايات متواتر از شيعه و سنى - كه نمونهاى از آن را از كتابهاى معتبر عامه نقل كرديم - بايد همهء وقايع امتهاى سابق و بالخصوص بنىاسرائيل ، مو به مو در اين امت تكرار شود . يكى از وقايع مهم كه قرآن ذكر كرده ، همان پرستش گوساله است كه بايد به حكم همان روايات ، در اين امت نيز واقع شود .
معيار قبح پرستش گوساله
براى به دست آوردن اين كه آيا پرستش گوساله در اين امت هم واقع شده يا نه ؟ بايد ديد معيار قبح در گوساله پرستى چيست ؟ آنوقت روشن خواهد شد كه در اين امت نيز ، تاريخ بنىاسرائيل تكرار شده و امت اسلامى ، هارون امت را ترك گفته و به پرستش گوساله روى آوردند .
خداى متعال معيار نهى از پرستش گوساله را در قرآن كريم طى دو آيهء توبيخ بنىاسرائيل و هشدار به امت اسلامى با ارجاع به فطرتشان بيان مىكند : « أَفَلا يَرَوْنَ أَلّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلايَمْلِكُ لَهُمْ ضَرّاً وَلانَفْعاً » ؛ « 2 » آيا نمىبينيد كه آن عِجْل گفتارى بر آنان
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 90 .
( 2 ) . همان ، آيهء 89 .