المُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلوةِ قامُوا كُسالى يُراءُونَ النّاسَ وَلا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلّا قَلِيلًا * مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذ لِكَ لا إِلى هؤُ لاءِ وَلا إِلى هؤُ لاءِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا » ؛ « 1 »
آنانى كه در مراقبت و انتظار شما مؤمنان به سر مىبرند ( و تماشاگر اوضاع و منتظر پيشامد و تابع فتح و غلبه هستند ، و جز رياست و مقام هدفى ندارند و از هر طرف باشد براى آنها مطرح نيست ابداً پايگاه ايمانى و اعتقادى ندارند ) چنانچه از جانب خدا فتح و پيروزى نصيب شما شد ، آنان مىگويند : آيا ما با شما ( همرزم ) نبوديم ؟ و اگر پيروزى نصيب كافران گرديد ، مىگويند : آيا در غلبه بر مؤمنان و دفاع از حريم شما نبوديم ؟
خدا در روز رستاخيز در ميان اين منافقان داورى خواهد كرد و هرگز بر مؤمنان راهى ندارند . منافقان خدا را فريب مىدهند ؛ در حالى كه خدا فريب دهندهء آنها مىباشد .
هنگامى كه به نماز ايستند ، با كسالت مىايستند و به مؤمنان ريا و خودنمايى مىنمايند و اندكى خدا را به ياد نمىآورند . آنان خط قاطعى ندارند ؛ گاهى به سوى مؤمنان و زمانى در راه كافران هستند ؛ نه از آنان ، و نه از اينان . كسى را كه خدا گم راه سازد ، هرگز راهى براى اصلاح او نخواهى يافت .
خداوند در اين آيات ، يكى از چهرههاى منافقان را تصوير مىكند و مىبينيم آنان را نه از دشمنان خارجى كه در خط كفر هستند معرفى فرموده و نه از مؤمنان ؛ پس اينان هدفى جز رياست و مقام در سر ندارند و با رسيدن به مقصد خود ، ناچار چهرهء واقعى دين و مكتب را ، هر چند به تدريج باشد ، تابع خواستهء خود خواهند نمود . از دين هر چه را كه به رياست آنان صدمه نداشت گرفته ، و آنچه را كه مانع راه گرديد به شدت سركوب مىكنند .
بروز اختلاف پس از رحلت انبيا از مكررات تاريخ است . ظهور و بروز دشمنان داخلى كه مىبايست بر حسب سنت الهى براى امتحان و ورزيده و پخته شدن مردم - و اين ورزيدگى در كوران اين رويدادها انجام مىشود - عملى شود ، امر نوظهورى در اين امت
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيات 141 - 143 .