گمراهانِ ساكت ، به سخن در آمدند ، و فرومايگان و گمنامان ، با قدر و منزلت شده و مركب اهل باطل به صدا درآمد و در ميدانهاى شما به جولان درآمدند .
شرح : صديقهء طاهره عليها السلام در اين فراز به يك سنت الهى اشاره مىفرمايد ، كه در هر انقلاب الهى و ايام الله ، اين سنت ، جارى مىشود و آن ، دوران ركود پس از انقلاب است كه به صورت جريانهاى خاصى جلوه مىكند و اساس انقلاب را تهديد نموده و يا به انحراف مىكشاند . حضرت با روشن نمودن جريانهاى انحرافى ، به مسلمانان هشدار مىدهد .
قبل از شرح ناگزير از بيان مقدمهاى هستيم .
دو خطر هر انقلاب و حركت الهى را تهديد مىكند : دشمن خارجى و دشمن داخلى .
دشمن خارجى
مسلماً دشمنانى كه با انقلاب تضاد دارند و آن را به ضرر منافع و دستگاه رياست و مقام و منصب خويش مىدانند ، تا توان دارند در برانداختن انقلاب و نهضتى كه منافع آنان را تهديد كرده و در معرض سقوط قرار داده ، به جنگ و مقابله بر خواهند خواست ؛ زيرا انقلاب ، رياست و ثروت را كه موقعيت آنها در گرو آن است ، را تهديد مىكند . اينان نيز دو طبقه هستند :
اوّل : طبقهء فرمانروايان كه در اثر ظلم و غصب حقوق جامعه بر دوش مردم سوار شده و همهء مواهب را از آن خود مىدانند و با در دست داشتن قدرت شيطانى ، طبقات مردم را مطابق ميل خود عليه قيام انبيا و مصلحان تاريخ ، بسيج مىكنند . قرآن از اين طبقه ، به « مستكبرين » تعبير مىنمايد .
دوم : طبقهء اسير در دست آنان كه قرآن اين طبقه را « مستضعفين » مىنامند و عذر آنان را در پيروى از مستكبران نمىپذيرد .
قرآن كريم ، در صورت پايدارى مؤمنان وعدهء پيروزى قطعى را بر اين دشمنان آشكارا مىدهد :
« وَلَقْد سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنا المُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ المَنْصُورُونَ * وَ إِنَّ