اگر زنها را طلاق داديد و آنها پس از طلاق ، مدت معين عده را گذراندند ، از ازدواج با شوهرانشان جلوگيرى ننماييد .
از جمله راههاى به دست آوردن زن آن بود كه مردى به خاطر به چنگ آوردن او با شوهرش بجنگد و اگر در جنگ غالب مىشد بىهيچ قيد و شرطى او را تصرف مىنمود ، يكى از اين ظلمهاى روشن ، عمل خالد بن وليد است كه به امر ابوبكر در درگيرى تحميلى با مالك بن نويره انجام داد . بلافاصله بعد از كشتن مالك ، زن زيبايش را گرفت و سر مالك را به منزلهء سنگ ، زير ديگ كرد .
زنده به گوركردن دختران
بعضى از قبيلههاى عرب ، مانند بنىاسد و بنىتميم ، دختران خود را زنده به گور مىكردند ؛ چنان كه در قرآن است :
« وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوارى مِنَ القَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِى التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ » ؛ « 1 »
اگر به يكى از آنها بشارت نوزاد دختر مىدادند ، چهرهاش تيره مىشود و خشم خود را فرو مىبرد . از شنيدن اين خبر ننگ آور ، از چشمهاى مردم پنهان مىشد و سرگشته مىشد كه آيا قبول خوارى نموده و دختر را نگهدارى نمايد و يا او را در خاك پنهان كند . واقعاً چه داورى بدى است .
چراداشتن دختر عار بود ؟ چون دختر نمىتواند مرد جنگ باشد و از قبيله دفاع نمايد و يا ممكن است در آينده در دست دشمنان قبيله اسير شود . پس غيرت ايجاب مىكرد كه او را زنده به گور كنند ! نيز كشتن اولاد از ترس فقر از عادتهاى عرب جاهلى بود كه قرآن از آن به عنوان يكى از عادتهاى نكوهيده ياد مىكند :
« وَلاتَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْئاً كَبِيراً » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) نحل ( 16 ) آيات 58 - 59 .
( 2 ) اسراء ( 17 ) آيهء 31 .