تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
معلوم است كه چه حوادث خون بارى مىآفريند . از طرفى هر قبيله ، زن و مال و جان ديگران را شكار قانونى خود مىدانستند و از طرف ديگر ، قبيلهء مورد تجاوز ، در انتقام ، حاضر است حتى تمام افراد قبيلهء متجاوز را از دم تيغ بگذراند . صحرانشينان مىگفتند : خون را ، جز خون نمىشويد . مهم‌ترين حوادث از يك برخورد سادهء دو فرد از دو قبيله شروع مىشد و گاهى مانند جنگ بُسوس چهل سال طول مىكشيد ، تا اين كه تقريباً مرد جنگ جويى در دو قبيله باقى نمىماند ! يكى از بزرگ‌ترين مصيبت‌هاى فرد بَدَوى آن بود كه قبيله‌اش او را طرد يا خلع كند . بدين ترتيب وى ديگر منسوب به قبيله‌اى نبود و مورد حمايت قرار نمىگرفت و هيچ قدرت قانونىاى ، پاسدار جان و مال او نبود . در نتيجه هر كس حق داشت او را بكشد يا به بردگى بگيرد و يا اموالش را غارت كند !

غارت

غارت از جمله راه‌هاى رسمى امرار معاش بود ؛ زيرا اموال قبايل ديگر احترام قانونى نداشت و اين رسم عمومى حتى ميان قبايل مسيحى ، مانند بنىتغلب ، رايج بود . اما خون‌ريزى در اثناى غارت‌گرى مجاز نبود . در جاهليت عربى ، زن حق نداشت آزادانه از حقوق خود استفاده كند و مرد حق داشت مهريه را نزد خود نگه دارد و به اين وسيله به او ضرر رسانده و تجاوز كند . هم‌چنين حق داشت او را معلق و بلاتكليف نگه دارد . « 1 » با عزل ، آزادى را از زنان سلب مىكردند كه در قرآن از آن نهى شده است ؛ يعنى در جاهليت پس از طلاق ، مانع مىشدند كه زن ، شوهر ديگرى داشته باشد . در اين آيه چنين مىفرمايد : « وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . محمد خاتم پيامبران ، ص 34 - 36 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 232 .