يكى از عادتهاى قريش آن بود كه هنگام طواف به دور كعبه مىگفتند :
واللاتُ و العزّى و مناة الثالثة الأخرى ، فَإنَّهنَّ الغرانيقُ العلى و إنّ شفاعتهنّ ترتجى
و يا اين جمله را تكرار مىكردند :
بَناتُ اللّه و هُنّ يَشفعْنَ إليهِ ؛
اين سه بت ، دختران خدا هستند و آنها در پيشگاه خدا شفاعت خواهند نمود . قرآن در جواب اين خرافات چنين مىفرمايد :
« أَفَرَأَيْتُمُ اللّاتَ وَالعُزّى * وَمَناةَ الثّالِثَةَ الأُخْرى * أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنْثى * تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى * إِنْ هِىَ إِلّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ماأَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ » ؛ « 1 »
آيا به راستى شما فكر مىكنيد لات و عزّا و منات كه سومين آنها است بر چيزى قادرند كه آنها را عبادت مىكنيد ؟ آيا به راستى فكر مىكنيد ملائكه دختران خدا ، و پسرها فرزندان شما هستند ؟ اگر چنين پندارى درست باشد ، چه تقسيم ظالمانهاى است ! اين پندارها چيزى نيست مگر ساخته و پرداختهء شما و پدرانتان . دليلى از ناحيهء خدا بر آنها نيامده است .
بَعْل مظهر روح چشمهها و آبهاى زيرزمين بود . در آيهء شريفه مىفرمايد : « أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الخالِقِينَ » ؛ « 2 » آيا شما در مشكلهاى خود بعل را صدا مىزنيد و بهترين آفريننده را ترك مىكنيد ؟
علاوه بر خدايان عمومى ، هر يك از عربها در خانهء خود بتى از چوب يا فلز يا سنگى كه شكل معينى نداشت درست كرده و هر وقت به خانه مىرفتند ، دور آن طواف مىكردند و در هنگام مسافرت از آن اجازه مىگرفتند و آن را همراه خود مىبردند .
شهرهاى يمن و حرّان و قسمت شمالى عراق ، مركز صابئين بود و در آن شهرها ستارگان مورد احترام بودند . اعتقاد به نجوم و ارتباط حركتهاى ستارگان با مقدرات زمينى بسيار قوى بود .
هر يك از ستارگان را خداى يكى از حوادث مىدانستند . تمثالهاى مريخ و مشترى و
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) آيات 19 - 23 .
( 2 ) . صافات ( 37 ) آيهء 125 .