بىدريغ بدان دل مىبستند . با يادآورى مفاخر قبيله و حفظ انساب و شاخههاى قبيله و افزون نشان دادن افراد - هر چند با شمارش مردگان خود - برترى خود را به ديگران نشان مىدادند . « 1 »
چنانچه در قرآن كريم وارد شده : « أَلْهلكُمُ التَّكاثُرُ * حَتّى زُرْتُمُ المَقابِرَ » ؛ « 2 » شما را باليدن به مال و اولاد تا هنگام مرگ مشغول داشت ؛ تا جايى كه مردگان را براى بزرگ داشت ، به حساب مىآوريد !
على عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد : اوّل كسى كه اساس عصبيت را بنا نهاد شيطان بود :
الذي وَضَعَ أساسَ العَصَبيّةِ و نازَعَ اللّه رِداءَ الجَبريّة ؛ « 3 »
شيطانى كه اساس عصبيت را بنا نهاد و با خدا با لباس برترىطلبى به نزاع پرداخت .
ولى امام عليه السلام در پايان همين خطبه مىفرمايد : آنچه كه به تعصب ، جنبهء رذيله مىدهد ، تعصبى است كه بر اساس هيچ و پوچ باشد ؛ مثل تعصبهاى بر اساس رنگ ، قبيله و نژاد ؛ اما تعصب در برابر مكارم اخلاق كه از فطرت الهى و والاى انسانى نشأت مىگيرد ، از صفات حسنه به شمار مىرود :
فَإِنْ كانَ و لابدَّ من العَصَبيّة فليُكنْ تَعصُّبُكم لمكارِمِ الخصالِ و مَحامِدِ الأَفعالِ و مَحاسنِ الأُمورِ ؛ « 4 »
اگر قرار است انسان تعصب داشته باشد ، سعى كند تعصب خود را در خصلتهاى عالى انسانى و انجام بهترين كارها و ستودهترين امور به كار برد .
خونريزى و جنگ
سرزمين عربستان مردمانى دلير و سخت جان دارد و اين ، لازمهء سختى زندگى و موقعيت جغرافيايى است . حال اگر عصبيت جاهلى هم به اين طبيعت ضميمه شود ،
هامش
( 1 ) . تاريخ عرب ، ص 38 .
( 2 ) . تكاثر ( 102 ) آيات 1 - 2 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 192 ( خطبهء قاصعه ) .
( 4 ) . همان .