استفاده كنيد ؛ ولى عمده ، بيم آفت بود كه ممكن است در اثر عدم رعايت مقررات ، دامنگير آنان مىشد . بدين جهت در بيم دادن بيشتر سعى شده :
« إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الجَنَّةِ فَتَشْقى * إِنَّ لَكَ أَ لّا تَجُوعَ فِيها وَلاتَعْرى * وَأَ نَّكَ لاتَظْمَؤُا فِيها وَلاتَضْحى » ؛ « 1 »
به راستى اين شيطان ، دشمن تو و همسرت است . مواظب باشيد شما را از بهشت بيرون نكند كه دچار رنج و مشقت مىشويد . براى تو است كه در اين جا نه گرسنگى و نه تشنگى و نه برهنگى و نه آفتاب زدگى بكشى .
در اين آيهء شريفه ابتدا با بيم دادن و معرفى دشمن ، به منافعِ ماندن در بهشت اشاره مىفرمايد . بدين سان مىبينيم عاقلان بر حسب فطرت عقلى ، به نجات از آفتها بيشتر اهميت مىدهند ؛ چه اين كه نجات از آفتها همراه با نعمتهاست .
اگر ضرر و خطر به صورت ديگرى ظاهر شود ، به اين طريق كه بزرگى فرمان بدهد و زيردستانش نخواهند اطاعت كنند ، عقل با ملاحظهء جهت سرپرستىِ آن بزرگ حكم مىكند كه عقوبت متخلف پس از صدور و ابلاغ فرمان بر خلاف عدالت نخواهد بود . انبيا جامعهء بشرى را به همين احتمال ضرر و عقوبت مولوى در آخرت كه اساس تبليغ انبيا را تشكيل مىدهد بيم دادهاند . خلاصهء دعوتشان چنين است كه ما از سوى پروردگار براى دعوت شما ( جامعهء بشرى ) مأموريت داريم و گواه دعوت ، اين معجزهها و نشانههايى است كه حاكى از صداقت ماست . چنان چه از دعوت ما كه از طرف بارى تعالى است سرپيچى كنيد ، خطر بسيار بزرگى در انتظار شماست .
در اين نقطهء حساس است كه انسان بيش از دو راه در پيش خود نمىبيند : يا دعوتكنندگان الهى دروغ مىگويند و يا در ادعا صادق هستند . مسلماً هيچ منصفى نمىتواند آنان را به دروغ متهم نمايد ؛ ناچار ، راه دوم در مقابل عقل انسان است كه انسان بايد بر اساس حكم عقل مصونيت از اين خطر را براى خود تأمين كند .
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيات 117 - 119 .