مجتهد : بسيار كوشا و نستوه .
كادح : رنجبر ، زحمتكش .
رفاهية : تنآسايى . رفاهية مِنَ العيش ؛ فراخى زندگى . در نسخهاى
بُلْهَنَيَةٍ من العيش
آمده كه به همان معناست .
وادعون : جمع « وديع » يا « وادع » ، آسوده خيالان ، تن آسايان .
فاكهون : مزاح كنندگان .
دوائر : جمع « دايره » ، حوادث نامطلوب . در قرآن كريم است : « عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ » ؛ « 1 » بر آنها باد حوادث و رويدادهاى بد و تلخ .
تتربّصون : انتظار مىكشيديد .
تتوكّفون : توقع داشتيد .
تنكصون : از آن خيرى كه به طرف آن رفته بوديد بر مىگشتيد .
نِزال : رويارويى دو طرف در جنگ .
تأكيد فاطمه عليها السلام بر معرفى خود
متن : ثمّ قالَت : ايُّها الناسُ ! اعلَموا انّي فاطمة ! و أبي محمّدٌ ! أقولُ عَوداً و بَدْءً ، و لا أَقولُ ما أَقول غلطاً ، و لا أَفعلُ ما أَفعلُ شَطَطاً . لَقد جاءَكُم رَسولٌ من أَنفسِكم عزيزٌ عليه ما عَنِتُّم حَريصٌ عليكم بالمؤمنين رَؤوفٌ رحيمٌ . . . ؛ سپس فرمود : اى مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم ! و پدرم محمد صلى الله عليه و آله است ! اين اوّلين و آخرين گفتارم با شماست و آنچه را كه مىگويم از راه غلط نبوده و آنچه را كه انجام مىدهم از راه كج روى نيست . به راستى پيامبرى از ميان شما بر شما مبعوث شد كه رنج شما بر وى سخت و گران بود و به سعادت شما حريص و به مؤمنان ، بسيار مهربان و داراى عفو و بخشش بود . چنان چه نسبت او را شناسايى كنيد ، مىبينيد كه پدر من است نه پدر زنان شما ؛ برادر پسر عمّم است نه برادر مردهاى شما . . . .
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 97 .