تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
بيض : جمع « ابيض » ؛ سفيد پوستان . خماص : جمع « اخمص » ، گرسنگان . في نفرٍ من البيضِ الخماص ؛ در ميان گروهى از سفيدرويان گرسنه بر اثر روزه ( كنايه از اهل ورع و تقوا ) . شَفَاء : كنار هر چيز . شفا حُفرة ؛ كنار گودال . مُذقة : آب اندك ؛ « مذقة الشارب » نوشيدن يك جرعه آب . نُهْزَة : فرصت . قُبسة : شعلهء كوچك آتش . « قَبَسَةُ العَجلان » ؛ شعله‌اى از آتش كه شخص با شتاب و عجله بردارد . ( كنايه از حقارت و پستى در برابر قدرت‌هاى بزرگ آن عصر ) . مَوطَأٌ : لگدكوب . « مُوطَأٌ الأقدام » مثل مشهورى است در ذلت و مغلوبيت . در اين جا مراد ، لگدكوب ملت‌هاست . الطَرْق : گنداب ، آب آميخته به بول شتر . تقتاتون : از « قوت » به معناى غذا . يعنى آذوقهء خود قرار مىداديد . القِدّ : پوست بز دباغى نشده ( كنايه از اشياى پست ) احتمال دارد « قديد » باشد يعنى گوشت خشك شده در آفتاب . در نسخه‌اى « ورق » ( برگ درخت ) است . تقتاتون القدّ : پوست دباغى نشدهء چهارپايان را قوت قرار مىداديد . ( كنايه از وخامت اوضاع اقتصادى ) . أَذلَّه : جمع « ذليل » ؛ خوارها و زبون‌ها . خاسئين : جمع « خاسى » ؛ ذليل و رانده شده ( كنايه از مطرود بودن ) . در آيهء شريفه است : « كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » ؛ « 1 » ( خطاب به طاغيان بنىاسرائيل ) بوزينه بشويد در حالى كه پست و رانده شده‌ايد . در دعاست . و اخْسأ شيطاني ؛ شيطانِ مرا ذليل و از من دور كن . يتخطّفكم : بربايند ، از « تخطّف » ، ربودن با سرعت . أنقذكم : شما را نجات بخشيد . اللَّتيا و الّتي : رويدادهاى بزرگ و كوچك .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 65 ؛ اعراف ( 7 ) آيهء 166 .