اينطور نبوده كه انبيا و مصلحان الهى ، بر اساس تكامل تدريجى آمده باشند . چنين اعتقادى از لوازم اعتقاد به عدم استقلال انسان از لحاظ نوع و تكامل ، از حيوان و بوزينه است ، كه ناخودآگاه به نويسندگان و فضلاى ما هم سرايت كرده است .
در پاسخهاى قبل اشاره شد كه حسن و قبح در خود فعل ، بدون اتصاف به وصفى ، نيست . به عبارت ديگر ، در فعلى كه فاقد انگيزه باشد نيست ؛ بلكه غرض و انگيزه است كه به عمل ، صورت توحش مىدهد ؛ در هر زمانى ؛ مىخواهد آن عمل انجام شود بشود .
اگر غرض ، تشفى و انتقام و خالى كردن عقده باشد اين عمل نشانگر غريزهء سَبُعيّت و ددمنشى است كه انسانِ تكامل نيافته و خارج از فرمان عقل عملى ، دست به چنين كارى مىزند ؛ نه يادگار دوران توحش ، اگر غرض ، اقامه و بر پايى عدل است ، چنين فعلى ممدوح است و تركش قبيح است ؛ اگر چه به دوران گذشته ارتباط داشته باشد .
پس انگيزه و غرض ، به عمل صورت زيبا و زشت ، مىبخشد و زمان خاصى مدخليت ندارد .
شگفتى در اين است كه اين قبيل اعتراضات از سوى خودباختگانى طرح مىشود كه اربابان آنان در راه توسعهطلبى و غارت ثروتهاى ملتها هر گونه توحش را به صورت مدرن و با سلاحهاى مخوف عملى ساخته و هر سال وسايل ويران كنندهاى را اختراع مىنمايند كه با استفاده از آنها ميليونها انسان بىدفاع و بىگناه را هلاك و يا دچار امراض و يا نقص عضو كه صد بار از مرگ بدتر است مىنمايند .
آرى ، گفتهاند :
الرَّحمةُ فوقَ العدلِ ؛
رحمت و فضل بالاتر و گرامىتر از عدل است . ولى هيچ وقت فضل و رحمت نمىتوانند مانند عدل ، پاسدار و نگهبان مصالح عمومى باشد .
اسلام براى افرادى كه بخواهند به سطح عالى اسلام برسند ، راهى باز كرده و قصاص را حق اولياى مقتول قرار داده و مىفرمايد : « فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٣٨٩