چند اشكال در مورد قصاص و پاسخ آن
1 . تشريع قصاص عملى مانند عمل نابخردانهء جانى است . نزد عقل تكرار عمل جاهلانه بيشتر محكوم است .
پاسخ : با دقت در مقدمهء پيشين معلوم مىشود كه قصاص تكرار همان عمل نيست ؛ بلكه از لحاظ مبدأ و خود فعل و غرض و غايت ، دو عمل است كه با هم فرق روشنى دارند . مبدأ خيانت عبارت از قوهء غضب است كه نقطهء اشتراك انسان و درندگان است و شخص جانى تحت تأثير قوهء غضب ، بدون رعايت فرمان قوه عاقله به جنايت مبادرت نموده است ؛ اما قصاص از قوهء عاقله فرمان مىگيرد و عقل براى استقرار نظم و امنيت در جامعه و بر طرف ساختن هرج و مرج اجتماع و حفظ احترام جان افراد ، حكم قصاص را صادر مىنمايد . در غايت و انگيزه نيز با هم تفاوت دارند ؛ زيرا جانى براى تسكين غضب به جنايت اقدام مىنمايد ولى انگيزهء قصاص استقرار نظم و برقرارى تعادل در سطح اجتماع است . چون افعال انسان بدون قصد و نيت صورت نمىگيرد و در انجام عمل قصدها متفاوت است و تكرارى نيست .
2 . قصاص ، ناشى از غريزهء انتقام جويى و قساوت است و انتقام جويى خوىِ ناپسند حيوانى است .
پاسخ : قصاص به منظور حفظ و صيانت از آنچه حيات اجتماعى را به مخاطره انداخته ، است و از تصويب عقل و حكم عملى آن نشأت مىگيرد ؛ بر خلاف جنايت كه امرى شخصى و براى فرو نشاندن آتش غضب است . پس عمل اوّل خوى ناپسند حيوانى و عمل دوم رافع و جلوگير آن است .
3 . منشأ انسان كشى اختلال روانى است و مىبايست اختلال روانى را معالجه نمود ؛ نه اين كه مبتلا را از بين برد .
اين اشكال نيز مانند دو اشكال ديگر مغالطه است . مراد از اختلال روانى مغلوب شدن قوهء عاقله در حين ارتكاب جرم مىباشد . چنين مغلوبيتى اگر موجب از بين بردن اختيار و