فَإِنّ النارَ بالعودَينِ تَزكا * وَ إِنّ الحربَ أوَّلُه كلام
به راستى آتش از دو چوب روشن مىشود و آغاز هر جنگى از سخن است .
اين شاعر مىگويد كه جنگها بهطور دفعى واقع نمىشوند ؛ بلكه اگر ريشهيابى كنيم مىبينيم آغاز آن از سخن شروع مىشود بدين سان كه با رد و بدل كردن سخنان ناشايسته كمكم عقدهها و كينهها به وجود آمده و سرانجام به يك پيكار خون بار تبديل مىشود .
اگر اين نكتهء اجتماعى را كه در اين بيت عربى بيان شده بهطور گسترده بنگريم ، خواهيم ديد كه ريشهء يكى از عوامل مؤثر در جنگها نيز ، كه در اثر صفبندىها و تقسيم بندى در اجتماع صورت مىگيرد اوّل به صورت عقيده بروز مىكند ، سپس به مرور زمان به اختلاف در گفتار و سرانجام حوادث خون بار منجر مىشود . بنابراين اگر بخواهيم نظام جامعه محفوظ و از تفرقه مصون باشد بايد هماهنگى در عقايد را ايجاد نمود ؛ زيرا مهمترين عامل در وحدت و نظام يك اجتماع ، وحدت فكر و عقيده در آن اجتماع است كه يك پارچگى را حفظ خواهد نمود و گرنه دير يا زود جامعه از هم خواهد پاشيد .
گر چه ممكن است بر مبناى تعصبات جاهلانه ، بدون تكيه بر اساس فرهنگى ، وحدتى بر اساس قوميت و امثال آن ايجاد كرد ؛ اما آن وحدت هرگز ضامن حفظ بنيان اجتماعى نخواهد بود بلكه عمده و اساس در جامعه ، وحدت افكار و عقايد است و اگر چنين وحدتى در اجتماع نباشد در باطن آنجامعه هرج و مرج وجود خواهد داشت ؛ زير بنا به فرمودهء امام عليه السلام در نهج البلاغه : پناهندگى به ركن وثيق وجود ندارد .
هر كس در تاريخ اسلام سيرى نمايد مىبيند كه در طى قرون ، بر اثر فتوحات شايانى كه نصيب مسلمانها گرديد افكار و آراى گوناگون و جديد وارد حوزه اسلام گرديد .
دانشمندان اديان و مذاهب مختلف به اجتماع مسلمين روى آوردند و از طرفى چون كنترل فكرى نبود بحثهاى گوناگونى اطراف معارف اسلامى مطرح شد كه مسلمانها مىبايد با توجه به قرآن و اصول معارف اسلام ، يا قرآن را حاكم بر آنها دانسته و همهء آن افكار را با ميزان قرآن مىسنجيدند و يا مغلوب آن افكار شده و كتاب و سنت را با آن افكار تطبيق مىدادند . البته حفظ برترى قرآن در برابر افكار انحرافى به كسانى احتياج دارد كه قرآن ، آنان را معرفى نموده و به آنان ارجاع داده و آنان با احاطهء غيبى به حقايق و