اصل براى قرآن و سنت قرار مىداد و به همين وضع نيز كسانى كه خود باختهء افكار يونان و هند و يا غير آن بودند قرآن را با آن ، تعبير و تطبيق مىكردند . در اثر نبودن قيّم قرآن در متن جامعه ، در هر يك از ادوار اسلامى قرآن كريم و سنت نبوى صلى الله عليه و آله تحت تأثير افكار علمى و عقيدتى رايج آن عصر واقع مىشد . اين بلايى بود كه بر سر تفسير قرآن كريم آمد .
راويان فراوان به نفع قدرت وقت و هر گروهى به نفع خود و براى كوبيدن ديگرى ، حديث جعل مىكردند و جعل حديث از نزديكترين زمان به رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله يعنى زمان مولاى متقيان عليه السلام چنان زياد شد كه تشخيص صحيح از سقيم با اشكال مواجه شد .
ازاينرو از مولا دربارهء علت آن مىپرسند . مولا در نهج البلاغه در بخش
و مِن كلامِ له عليه السلام عن أحاديثِ البِدَعِ و عمّا في ايدي الناسِ من اختلافِ الخبر « 1 »
جواب مفصلى مىدهد .
مىبينيم قرآن و احاديث نبوى صلى الله عليه و آله بدون امامت نتوانستند اختلاف در عقايد و افكار را رفع نمايد . در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به حكم قرآن ، خود حضرت مرجع حل هر گونه اختلاف بود :
« وَما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الكِتابَ إِلّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِى اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون » ؛ « 2 »
ما آيات قرآن را بر تو فرو نفرستاديم مگر براى آنكه آنچه را كه در آن اختلاف دارند براى آنان روشن كنى و هدايت و رحمت براى باوركنندگان است .
« وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » ؛ « 3 »
ذكر ( قرآن ) را به سوى تو فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه بر آنها فرو فرستاده شد روشن كنى ، باشد كه آنان تفكر كنند .
پس مرجع هر گونه اختلاف كه بايد آن را با قرآن بر طرف نمود و يا منبع معارف الهى و معاد و احكام و قوانين الهى ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله است و بايد با كسب روشنايى از
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 325 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 66 .
( 3 ) . همان ، آيهء 44 .