تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
أَقومُ و أَقعد ؛ به حول و قوهء الهى بر مىخيزم و مىنشينم . نكته ظريف در اين ذكر ، عبارت است از برتر بودن حول و قوهء الهى نسبت به نشست و برخاستن اختيارى من . به همين جهت به أَقومُ و أقعدُ بَحولِ اللهِ و قوتِهِ ؛ تعبيرنشده است . يعنى مسلمان بايد در تمام جزئيات و حالات ، بينش الهى داشته و حركات خود را در حيطهء حول و قوهء او بداند . اين است حقيقت سلطنت او ، و بندگى و بيچارگى انسان . بندگى و تسليم به اين شيوه مايهء هر سعادت است ؛ زيرا بشر با تسليم به اين واقعيت و شناخت بندگى ، از هر گونه قيد و اسارت رهايى خواهد يافت . برنامهء اسلام استوار ساختن رابطهء عبوديت بين انسان وخداست . در سايهء همين درك و شناخت است كه انسان حدود خود را شناخته و مىداند راهش چيست ؟ حقيقت او چيست ؟ غرض از خلقتش چه بوده است ؟ و در مىيابد حدود اختيار و سلطنتش تا چه اندازه است و اين كه خدا او را دوست مىدارد و مهربان است و بايد او هم متقابلًا در راه جلب رضايت خداوند قدم بردارد و در اجراى فرمان او استقامت ورزد . اين شناخت‌ها و اعتراف‌هاست كه آزادى واقعى را به انسان بخشيده و يا به تعبير ديگر به او تولدِ دوباره مىدهد . چنين شناختى از عبوديت حالتى در انسان ايجاد مىكند كه از خضوع و كوچكى در برابر هر مخلوقى مانند خود ، آزاد مىشود . در نامه‌اى از امام محمد باقر عليه السلام به يكى از خلفاى بنىاميه در بيان حدود جهاد چنين آمده : و أوّل ذلكَ الدّعاء إلى طاعةِ اللهِ مِن طاعةِ العبادِ ، و إلى عبادةِ اللهِ مِن عبادةِ العبادِ ، و إلى ولايةِ اللهِ مِن ولايةِ العباد ؛ « 1 » اوّلين حد جهاد دعوت به طاعت خدا و بيرون آمدن از طاعت بندگان و دعوت به عبادت خدا و رهايى از عبادت بندگان ، و بيرون آمدن از سرپرستى مردم و دعوت به سرپرستى الهى است . يادگار نبوت عليها السلام با عبارت : « اى بندگان خدا ! » به حاضران خطاب مىكند
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، كتاب الجهاد .