برترى بعد از من با تو است و پس از تو با ائمه است و ملائكه ، خدمتگزاران ما و دوستداران ما مىباشند . . . . اگر ما نبوديم ، خدا آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمين را نمىآفريد .
پس چرا از ملائكه افضل نباشيم ؟ در حالى كه در شناخت پروردگار و تقديس او بر ملائكه سبقت گرفتيم ؛ چه اين كه نخستين چيزى كه خدا آفريد ارواح ما بود كه به توحيد و تمجيد و ستايش وى زبان گشوديم . سپس ملائكه را آفريد . وقتى كه آنان ارواح ما را نور واحدى يافتند مقام ما را بزرگ يافتند . ما تسبيح گفتيم تا ملائكه بدانند ما مخلوق هستيم و خدا از صفات ما منزه است . بدين سان ملائكه پس از تسبيح ما تسبيح گفتند .
از مجموع اين دو روايت و روايات ديگر به ضميمهء دليل عقلى ، معلوم مىشود كه امامت ، ادامه و مكمل همان رسالت است . ازاينرو مىتوان دريافت كه حجتهاى بالغهء الهى همه بايد از طرف خدا معين و مشخص گردند و به هيچ وجه انتخاب و رأى مردم نمىتواند چنين رهبرى را تعيين نمايد .
سرّ خاتميت
متن : ابتَعَثه اللهُ إتماماً لأمرِه و عزيمةً على إمضاءِ حكمِهِ و إنفاذاً لِمقاديرِ حتمه ؛ خدا حضرت محمد صلى الله عليه و آله را مبعوث فرمود تا حكمت آفرينش را تمام كند و عزم راسخ خود را در سعادت و شقاوت انسانها امضا كند و مقدرات تخلفناپذير خود را جارى سازد .
شرح : صديقهء طاهره عليها السلام در اين بخش به مسئله خاتميت اشاره مىفرمايد كه به وسيلهء بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به پايان رسيد . و اين كه بعثت انبيا رشتهاى بود كه از آدم عليه السلام آغاز شد و ناگزير ، پايانى داشت . عالم بزرگوار ، مرحوم فيض قطعهء نفيسى را در اين باره از بعضى از علما نقل مىكند :
بالاترين و كاملترين هدف انسان نيل به سعادت قرب حضرت الهى است و اين سعادت جز با شناساندن انبيا ممكن نبود ؛ پس نبوت مقصود اصلى خلقت را تشكيل مىدهد . مراد از نبوت سير كمالى و نهايى نبوت است نه آغاز آن ؛ زيرا نبوت همچون پديدههاى ديگر مشمول نعمت الهى است كه به تدريج به كمال خود مىرسد . مانند بناى يك ساختمان كه به تدريج