رساندنِ آشكار و بىابهام باشد ؛ زيرا در اين صورت بلاغ و رساندن است كه شخص عاقل كاملًا خود را گوش به فرمان الهى مىسازد و از آنچه خداوند نهى فرموده دست مىكشد تا بدين سان از عذاب و شكنجه رهايى يافته و به ثواب دايمى نايل آيد .
براى نمونه ، دو آيه را در نماياندن ثواب و شكنجه و عذاب بيان مىداريم كه يادگار نبوت به آنها اشاره مىفرمايد :
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ؛ « 1 »
هيچ كس هر قدر با علم و معرف و كمال باشد نمىداند چه روشنى چشم و مسرتى براى آنان آماده شده تا پاداش عملشان باشد .
در مورد شكنجه و عذاب مىفرمايد :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا العَذابَ » ؛ « 2 »
هرگاه پوستهاى - گناه كاران و سركشان - از شدت عذاب افتاد از نو پوست ديگرى جاىگزين مىكنيم تا عذاب را بچشند .
بحث فلسفى در كيفر اعمال
دانشمندان اسلامى دربارهء پاداش و كيفر اعمال ، عقايد گوناگونى دارند . گروهى معتقدند ميان عمل و پاداش ارتباط واقعى و تكوينى نيست ؛ بلكه مانند پاداشها و كيفرهاى دنيا تابع مقررات بوده و از سنخ آنها مىباشد ؛ يعنى چنانچه در اين جهان حاكمان در برابر عمل نيك جايزه و در برابر اعمال خلاف قانون توبيخ و شكنجه قرار مىدهند و ميان آنها ارتباط واقعى نبوده بلكه ارتباطى قراردادى است ، ثواب و عقاب الهى نيز بدين منوال است .
گروهى ديگر ، از جمله ملاصدرا و شاگردانش معتقدند تمام كيفرها و پاداشها مخلوق نفس آدمى است ؛ يعنى روح آدمى آنها را در نشأهء آخرت به اذن الله خلق مىكند .
توضيح : هر عملى كه از انسان سر مىزند ، در نفس آدمى ايجاد صورتى مىكند و اين
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيهء 17 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 56 .