به يكى از اشعريان گفته شود كه تو فلان كار را بيهوده انجام دادى ، از انجام آن كار بيهوده تبرّى جسته و سعى مىكند چنين نسبتى به او داده نشود . انگيزهء چنين تلاشى آن است كه عقلش قبح كار بيهوده را در مىيابد . حال چه شده كه كوركورانه چنين نسبت قبيحى را به پروردگار خويش مىدهد ؟ « 1 »
خلاصه اين كه در فعل پروردگار جهان بيشتر از سه احتمال نيست :
1 . بدون غرض و مصلحت است .
2 . غرض و فايده دارد و برگشت به ذات احديت مىنمايد .
3 . غرض و مصلحت به خاطر انسانهاست .
در احتمال اوّل عبث لازم مىآيد و كار عبث ذاتاً قبيح است و به حكم ضرورت عقل از ذات احديت قبح سر نمىزند .
احتمال دوم نيز منتفى است ، زيرا لازم مىآيد كه به ذات احديت نياز راه يابد و نياز در ذاتِ داراى كمال بىانتها ، محال است و با آن منافات دارد .
چون هر دو احتمال از بين رفت ، احتمال سوم باقى مىماند و آن متعين است كه غرض و مصلحتى در كار است و هدف ، رساندن فايده به خلق و سوق دادن آنان به طرف تكامل مىباشد .
مطابقت با قرآن كريم
قرآن كريم در آيات فراوان با اصرار تمام مىخواهد بفهماند كه احكام و دستورات شرعى و نيز خلقت همهء موجودات عالم در برگيرندهء دو هدف مىباشد :
1 . در خلقت همهء پديدهها هدف و منظورى وجود دارد كه همه آنها در نهايت ، مقصود ذات مقدس احديت مىباشد .
2 . هدف كلى از خلقت موجودات ، رأفت و مهربانى به نوع انسانها است . چنان كه مىبينيم موجودات و مخلوقات گوناگونى تأمين كنندهء نياز بشريت مىباشند كه اين ، خود
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 22 .