حكم عقل است « 1 » و مفهوم بىنياز بودن بارى متعال آن است كه هيچ كارى از او به منظور فايده بردن از آن و يا نيازداشتن به آن صورت نمىگيرد . از طرفى همهء موجودات فعل خدا هستند و چون او حكيم است ، با در نظر داشتن اصل بىنيازى ذات مقدسش ، هدف از خلقت موجودات كه فعلش مىباشند چيست ؟ ذات بىهمتاى الهى برتر از آن است كه از او كار بيهوده سر زند . پس چه حكمتى در آفرينش است ؟ حتماً حكمتى هست .
حال ببينيم عقيدهء دانشمندان اماميه چيست ؟
عقيدهء دانشمندان اماميه پيرامون راز خلقت
متكلم و فقيه بزرگوار ، زين الدين عاملى دركتاب ارزشمند الصراط المستقيم مىفرمايد :
فعل خداى متعال بر اساس غرض و مصلحتى است كه آن دو برگشت به خلق دارد ؛ نه به ذات احديت ؛ زيرا نياز در ذات محال است و اگر خلق و فعل خداوند متعال بدون غرض و مصلحت براى بندگانش صورت گيرد ، خلقت بيهوده خواهد بود و كار عبث و بىحكمت در نظر عقل ، قبيح است و فعل قبيح هرگز از او سر نمىزند .
اما اشاعره هرگونه غرض و مصلحت را از فعل خدا نفى كرده و در اين عقيده ، از صراط مستقيم بسيار دور افتادهاند . زيرا از كلام خداوند متعال منحرف شدهاند كه مىفرمايد :
« أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . . . » ؛ آيا گمان مىكنيد ما شما را بيهوده آفريدهايم و شما به سوى ما برنخواهيد گشت ؟ در حالى كه خداى متعال حكمت و غرض از بعثت پيامبران را بيان فرموده : « تا براى مردم حجتى بر خدا نماند . » « 2 » و چنانچه
هامش
( 1 ) . زيرا لازمه تصور هر نوع نياز و احتياج آن است كه ذات ، فاقد آن كمال باشد و چنان چه به آن كمال رسيد نيازش برطرفشود . در اين صورت خداوند متعال داراى ذاتى است كه آن ذات فاقد مرتبهاى از كمال مىباشد و لازمهء چنين سخنى تركيب است و احتياج مركب به اجزاى خود ، كاملًا روشن است و هر جا احتياج تصور شود مستلزم امكان است و اين خلاف فرض واجبالوجود بودنِ ذات الهى است .
( 2 ) . اشاره به آيهء شريفه است : « رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلّا يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزِيزاًحَكِيماً » ؛ ( نساء ( 4 ) آيهء 165 ) پيامبرانى را كه به ثواب الهى بشارت و از عذاب الهى بيم مىدهند فرستاديم تا ديگر حجتى براى مردم نماند و خدا غالب و حكيم است .