تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
استفاده مىشود : « وَهُوَ الَّذِى ذَرَأَكُمْ فِى الأَرْضِ وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ » ؛ « 1 » اوست خدايى كه شما را در زمين آفريد و پراكنده ساخت و به سوى او محشور خواهيد شد . يادگار نبوت عليها السلام در اين فراز پس از اشاره به دو صفت ثبوتى غرض ذات احديت را در ايجاد جهان آفرينش و آفريدن پديده‌هاى گوناگون به اين ترتيب بيان فرمود : 1 . تحقّق حكمت خود در آفرينش ؛ 2 . آشكار ساختن طاعت خود ؛ 3 . اظهار توانايى و وادار ساختن بشر به تسليم و كوچكى و ارجمند ساختن دعوت . در مقدمه بحث بايد دانست هر فاعلى غير از ذات واجب ، عملى را به منظورى انجام مىدهد پس حصول آن از عدم حصولش بهتر است و تحصيل آن به منظور منفعتى است كه در آن منظور شده ولى در ذات احديت نمىتوان چنين فرضى كرد ؛ زيرا او از هر جهت غنى بالذات است . نسبت به آن ذات هيچ فايده و حكمتى را نتوان فرض نمود ؛ مگر اين كه براى غنى بالذات موجود باشد و گرنه نقص و كاستى به ذاتش راه مىيابد - تَعالَى اللهُ عن ذلك . پس در افعال او - تعالى شأنه - غرض و علتى غير از ذات خود نمىتوان تصور نمود . چنان كه در آيهء شريفه است : « لا يُسْأَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْألُونَ » ؛ خداى متعال از آنچه كه مىكند سؤال نمىشود ( زيرا خود ذات ، جواب سؤال است ) ولى بندگان از آنچه عمل مىكنند سؤال مىشوند . به برهان ديگر ، اگر فعل ذات ربوبى غرضى غير از ذات داشت ناچار آن غايت و غرض ، فاعليت حق را تمام مىكرد ؛ زيرا فعليت و محقق بودن فاعليت ، غايتى لازم دارد . بنابراين لازم مىآيد كه از جهت فاعليت در مرتبهء ذات ، ناقص باشد و با آن غايت ، كمال حاصل نمايد . در حالى كه « وَ رَبُّكَ الْغَنُّىُ ذُو الرَّحْمَةِ » ؛ پروردگار توست بىنياز و داراى رحمت و لطف . بلكه او - تَعالى و تَقدَّس - بالذات از هر جهت تمام است و كثرت و فقدانى در او راه ندارد . پس ذات احديت از جهت وفور فعليت و وحدت هم بذاته فاعل و هم غاية الغايات است . مرحوم محقق اصفهانى در تحفة الحكيم مىفرمايد :
وَ غايَةُ الكُلِّ الَّذِي سِواها * إِنَّ إِلى رَبِّك مُنتَهاها
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 79 .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 216 | عز الدين حسينى زنجانى