پاسخ اين سؤال آيات ديگرى است كه خداوند متعال از قول مشركين نقل مىفرمايد و از آن آيات چنين به دست مىآيد كه آنها آفريدگار را منحصر در ذات اقدس مىدانستند و بتها را موجودات شريف و برتر مىپنداشتند كه خداى متعال رسيدگى بخشى از عالم را به آنها تفويض فرموده و به آنها استقلال بخشيده است ؛ چنان كه از اين آيه معلوم مىشود :
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى » ؛ « 1 » علت پرستش بتها آن است كه آنها وسيلهء تقرب ما باشند .
علاوه بر آن لازم نيست معناى خلق هميشه از سنخ ايجاد و آفريدن باشد بلكه به معناى تدبير و قسمتى كه با آن نظام كلى اتمام مىپذيرد ، درست است ، چنان كه افعال آدمى مخلوق آدم است . به اين معنا كه انسان سبب وجود شده ولى اضافه و اعطاى وجود بر اشيا ، مخصوص ذات احديت است . چنان كه آيهء شريفهء « وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَما تَعْمَلُونَ » ؛ « 2 » خدا شما و افعالتان را آفريده ، شاهد بر اين معناست . مشركان هم قائل بودند هر يك از خدايان سبب ايجاد مادون هستند ، مانند افعال تدبيرى كه از ما سر مىزند و ما واسطهء ايجاد هستيم ولى بخشندهء وجود نيستيم . به اصطلاح ، ما
فاعِلُ ما مِنهُ الوُجُودُ
فاعلى كه وجود از او سرچشمه بگيرد نيستيم ؛ بلكه
فاعِلُ ما بهِ الوُجُودُ
فاعلى كه به وسيله و واسطهء او وجود صورت مىگيرد مىباشيم . پس در ايجاد خلق به معناى خلق تدبير نه به معناى فعل و ايجاد است . اگر آن خدايان در تدبير آن خدايان مستقل باشند در اين صورت فاعليت حق محدوديت پيدا مىكند . روى همين جهت به تنزيه ، ختم مىفرمايد : « سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا يَصِفُونَ . . . » ؛ ذات احديت از آنچه توصيف مىكنند منزه است .
كلمهء توحيد : تأويل اخلاص
متن : كَلِمَةٌ جُعِلَ الإخلاصُ تَأوِيلَها وَ ضُمِّنَ القُلُوبُ مَوصُولَها وَ أنارَ في التَّفَكُّرِ مَعقُولُها ؛
شرح : توحيد كلمهاى است كه اخلاص ، تأويل آن است . موصول اين كلمه ( توحيد )
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 3 .
( 2 ) . صافات ( 37 ) آيهء 96 .