در ضمن دلها قرار داده شده و معناى تعقّلى آن در فكرها روشن گشته .
شرح : در فراز اوّل دو مطلب بايد روشن شود : مراد از تأويل چيست ؟ چگونه اخلاص ، تأويل كلمهء توحيد است ؟
1 . مراد از تأويل
مفسّرين در معناى تأويل اختلاف نمودهاند . خلاصهء اكثر گفتار آنها اين است :
التفسيرُ بيانُ دليلِ المرادِ ، و التأويلُ بيانُ حقيقةِ المرادِ . مثالُه قولهُ تعالى :
« إِنَّ رَبَّك لَبِالْمِرْصادِ »
. فتَفسيرُه : أنّ « المرصادَ » مِفعالٌ مِن قولِهم : رصد يرصد اذا راقَبَ و تَأويلُه : التحذيرُ عن التهاوُن بِأمرِ اللهِ و الغفلةِ عنه ؛
تفسير روشن كردن مدلول اولى از مراد متكلم است و تأويل ، بيان حقيقت مراد است . مثلًا تفسير آيهء « إِنَّ رَبَّك لَبِالْمِرْصادِ » آن است كه « مرصاد » بر وزن مفعال از « رصد » گرفته شده كه به معناى مراقبت نمودن مىباشد . اما تأويل عبارت است از بر حذر داشتن از سبك شمردن امر خدا و غفلت از فرمان الهى .
در اين جا مىبينيم مفاهيم و معانى جمله را تأويل دانستهاند . ولى تحقيق مطلب بدين قرار است كه با تتبع و تأمل در استعمال اين كلمه در قرآن كريم چنين به دست مىآيد كه تأويل از مقوله مفاهيمى نيست كه با الفاظ فهمانده شود ؛ بلكه تأويل از سنخ وجودات خارجى است و روح معنا كه همان « اوْل » است با قضيه خارجى ارتباط داشته و منطبق بر آن است . موارد استعمال اين كلمه را در سورهء يوسف عليه السلام مورد دقت قرار مىدهيم :
« وَكَذ لِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الأَحادِيثِ » ؛ « 1 » همچنان پروردگارت تو را انتخاب مىكند و برمىگزيند و تأويل احاديث را به تو ياد مىدهد .
مراد از تأويل احاديث ، رؤيا مىباشد ؛ زيرا رؤيا صورتهايى است كه در خارج از عالم خواب ، در بيدارى واقع مىشود .
از جملهء مواردى كه بر حسب تعليم الهى يوسف عليه السلام از آنها آگاهى يافت داستان تعبير
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 6 .