تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
يكى از افكار بسيار عالى و ارزشمند آن است كه اصلًا حركت عبث و گزاف و بيهوده در آفرينش نيست . حكيم سبزوارى در منظومه خود مىفرمايد :
وَ كُلُّ شَيء غايَةٌ مُستَتبَعٌ * حَتّى فَواعِلَ هِيَ الطَّبائِعُ وَ القَسر لايَكُونُ دائِماً كَسَماء * لَم يَك بِالأكثَرِ فَليَنْحَسِما إذْ مُقتَضى الحِكمَةِ وَ العِنايَةِ * إيصالُ كُلِّ مُمكِنٍ لِغايَةٍ
- هر چيزى در حركت خود هدفى دارد حتّى حركت‌هاى طبيعى كه شعورى ندارند مانند حركت گياهان و نباتات كه براى ميوه است . - هرگز جبر و فشار و برگرداندن از هدف معين ممكن نيست و هم به مدت طولانى برقرار نيست و بالأخره هر حركتى به هدف كمالى خود خواهد رسيد . - زيرا عنايت و حكمت ربانى آن است كه هر ممكنى را به غايت وجودى خود برساند . اين فكر از نظر فلسفى بسيار عالى و باارزش است . ولى با همهء ارزشى كه دارد بيش از يك فكر تنها نيست و يكى از چندين بعد از ابعاد آدمى است . مىدانيم انسان چند بعد دارد : بعد شخصى ، بعد اجتماعى ، بعدجهانى ، بعد آبادى روى زمين ، بعد سازندگى ، ولى در اين فكرِ فيلسوفانهء عالى خبرى از ابعاد ديگر نيست . و همين فكر را از ديدگاه شاعر ملاحظه كنيد :
خراميدن لاجوردى سپهر * همى گردد برگشتن ماه و مهر مپندار كز بهر بازيگريست * سراپرده‌اى اين چنين سرسريست در اين رشته يك ذره بيكار نيست * سررشته بر ما پديدار نيست نه زين رشته سر مىتوان تافتن * نه سر رشته را مىتوان يافتن
در اين ديدگاه حركت خورشيد و ستارگان و فلك لاجوردى ( در ديدگاه آن روزها ) براى هدفى بزرگ معرفى شده و آن را بالاتر از سرسرى و گزاف بودن معرفى مىنمايد و بلكه هر ذره‌اى براى هدفى در حركت است . اما نتيجه‌اى كه از اين فكر گرفته آن است كه نه مىتوان رشته آفرينش را رها نمود و
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 154 | عز الدين حسينى زنجانى