فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ انَّ الَّذينَ يَضِلّون عن سبيلِ الّلهِ لَهم عذاب شديد بما نَسوا يوم الحساب » ؛ « 1 »
اى داود ! ما تو را روى زمين جانشين قرار داديم . پس با حق در روى زمين فرمانروايى كن و از پيروى هوى و هوسهاى خود دست بردار ، زيرا پيروى از هوس عين گم راهى است و آنان كه از راه خدا گم راه شدند بر آنهاست شكنجهء دردناك ؛ چون روز جزا و رسيدگى به حسابها را فراموش نمودند .
مراد از فراموشى در اين آيهء شريفه چيست ؟ يعنى اگر بپرسند روز حساب چيست ، در پاسخ به آن عاجزند ؟ حتماً چنين نيست بلكه تذكر و عقيده به روز حساب است كه در جان آدمى فعاليت داشته و از هوسهاى باطل جلوگيرى مىنمايد . پس تبعيت از هوى سبب گمراهى و فراموشى روز حساب است و تذكر كه ضد فراموشى است انگيزهء جلوگيرى از عمل و بازدارنده از هوسهاى باطل مىباشد .
چند بعدى بودن اسلام
اسلام و كتاب آسمانى در شناخت همهء نيروهاى ظاهرى و باطنى ، آدمى را براى سازندگى انسان كه داراى چند بعد جدانشدنى مىباشد بسيج نموده است . يعنى هرگز به آن قناعت ننموده كه مثلًا فكرى - هر چند عالى باشد - در گوشهء تاريك نفس انسان ساكت و بىفعاليت بماند ؛ بلكه وقتى از تفكر و تأمل تقدير مىنمايد . در صورتى است كه توأم با اثرهاى فردى و سرانجام با فعاليتهاى اجتماعى و همه جانبه باشد . بلكه فكر در عين نهانى بودن خويش به شگفتىها وزيبايىها از جهان آفرينش دست مىيابد و بايد نيروهاى ديگر را هم به فعاليت وادار نمايد كه همهء آن نيروهاى باطنى و فعاليتهاى ظاهرى در خدمت سازندگى خود آدمى و جامعه بشريت به كار بيفتد و گرنه اصلًا براى آن فكر و نيروى يك بعدى اگر چه به سطح يك معرفت عالى پرواز نمايد ، ارزشى قائل نيست . حال به يك انديشهء عملى از نظر فيلسوف و يك شاعر نگاه مىكنيم تا ديدگاه قرآن كاملًا روشن شود .
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) آيهء 25 .