به نظر مىرسد تقريباً مورد اتفاق اكثريت بت پرستان باشد آن است كه اين بتها را واسطه و شفيع درگاه الهى مىدانستند تا به آن وسيله جلب خير و دفع شر گردد و چه بسا بعضى از نادانها آنچه را كه درست كرده بودند ، مستقلًا در برابر خداى متعال ، خدا مىدانستند و بعضى ديگر با اين كه آنها را واسطه مىدانستند بهتر و كاملتر از خدا فرض مىكردند . چنان كه قرآن نقل مىكند : « فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلى اللَّهِ وَما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ » ؛ « 1 » بهرهاى را كه براى شريكان خدا از قربانى قائل بودند به خدا نمىرسيد اما آنچه بهرهء خدا بود شريكان را در آن نصيب بود .
بعضى ملائكه را مىپرستيدند و برخى ستارگان ثابت مانند شعرى و عدهء ديگر ستارههاى ديگر را مىپرستيدند . چيزى كه هست ، هر يك از اين انسانها چيزى را كه پرستش مىكردند براى آن مثالى درست مىكردند و آن را قبلهء خود مىساختند ؛ زيرا پيش خود مىگفتند كه خدايان ، مانند ارباب انواع ، منزه از صورت هستند تا در جايى ثابت باشند و توجه به آنها مشكل است . بنابراين در پرستش لازم است چيزى را نماينده و صنم او قرار داد .
عرب قبل از اسلام
بيشتر ساكنان جزيرة العرب قبل از اسلام و در عهد جاهليت دور از هرگونه تمدنى بودند . مولاى متقيان عليه السلام در تشريح اوضاع عرب قبل از طلوعِ اسلام مىفرمايد :
إنّ اللهِ بَعَثَ محمداً صلى الله عليه و آله نذيراً لِلعالمين ، و أَميناً على التنزيلِ ، و أنتم ، معشر العرب ! على شرِّ دينٍ ، و في شرّ دارٍ منيخون بين حجارةٍ خَشن و حياتٍ صمّ ، تَشربون الكدَر ، و تأكلون الجَشب ، و تسفِكون دماءَكُم ، و تَقطَعون أرحامَكم ، الأصنامُ فيكم منصوبة ، و الآثامُ بكم معصوبة ؛ « 2 »
خداى متعال محمد صلى الله عليه و آله را به عنوان بيم دهنده جهانيان و امين بر تنزيل خود ( قرآن ) برانگيخت و شما ملت عرب در بدترين آيين و سرسختترين زمين به سر مىبرديد . در ميان
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 136 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 26 .