ابليس چنين فرصتى را غنيمت دانسته و به آنها گفت : من تمثالهايى مانند آنها درست مىكنم شما به آنها نگاه كنيد و با صورت آنها مأنوس شده و خود را بدين وسيله تسكين دهيد . سپس براى آنان چندين بت درست كرد و مردم به عبادت خداى يكتا قيام مىنمودند و اندوه درونى خود از فقدان رجال دينى را با نگاه كردن به تمثالهاى آنها آرامش مىدادند . تا اينكه فصل سرما و برف و باران رسيد . ناچار بتها را داخل محلى سرپوشيده نمودند تا آنكه نسل مزبور منقرض شد . نوبت به نسل جديد رسيد . گفتند :
پدران ما ، اين تمثالها را پرستش مىكردند نه اين كه با ديدن آن صورتها اندوه خود را تسكين مىدادند . سرانجام به تدريج همان صورتها مورد پرستش واقع شد .
تاريخ نيز گواهى مىدهد كه در يونان و روم قديم رئيس خاندان ، مورد پرستش اهالى خانواده بوده و اگر مرگ وى فرا مىرسيد بازماندگان بتى به نام او درست مىكردند و پس از درگذشتش همان بت را مىپرستيدند .
خلاصه يكى از عادتهاى مرسوم و معمول ، ساختن تمثال بزرگان تاريخ ، درگذشتهء بشر بوده ؛ خواه بزرگ دينى باشد يا ملى يا اجتماعى و يا خانواده . اكنون در بتكدههاى موجود زمان ما تمثال بزرگان دينى مانند بودا و عدهء زيادى از شخصيتهاى برهمايى محفوظ و مورد پرستش است . اين عمل آنان دليل آن است كه مرگ را نيستىِ مطلق نمىدانستند و همچنان به زنده بودن روح آنها معتقد بودند كه همان عنايت حال زندگى را داراست . بلكه پس از برداشته شدن حجاب تن ، شدت وجودى و قوت اراده پيدا كردهاند . قرآن كريم در مورد فرعونِ زمانِ موسى عليه السلام نقل مىكند : « وَقالَ المَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِى الأَرضِ وَيَذَرَك وَآ لِهَتَك » ؛ « 1 » اشراف و بزرگان فرعونيان به فرعون گفتند : تو موسى و قومش را همچنان واگذاشتى تا روى زمين تباهى نمايند ؟ و از پرستش تو و خدايانى كه تو آنها را مىپرستى سرباز زنند ؟
از اين آيه معلوم مىشود با اين كه خود فرعون مورد پرستش بوده ، با همهء اين احوال بتهايى را پرستش مىكرده است .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 127 .