من هرگز شمشيرى را كه خدا بر اينان ( مالك بن نويره و قبيلهاش ) برافراشته ، در نيام نمىكنم .
مورد بعدى خليفهء دوم است كه در دورهء خلافت خود ، با كمال صراحت بر خلاف سنّت نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله اعلام كرد :
مُتْعَتَان كانَتا عَلَى عَهدِ رَسولِ اللّهِ أنَا أُحَرِّمُهُما و أُعاقِبُ عَلَيهِما ؛
دو متعه [ نكاح و حج تمتع ] را كه عهد رسو ل اللّه صلى الله عليه و آله رايج بودند ، من تحريمشان مىكنم و مرتكبان آن دو را مجازات مىنمايم « 1 » ؛
بخارى و مسلم از عبداللّه بن مسعود روايت كردهاند كه وى گفت :
كنّا نَغزو مَعَ النَّبىِّ فَرَخّصَ لَنا أن نَنكَحَ المرأةَ بِالثَوبِ إلى أَجلٍ ؛
در حال جنگ ، در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم ، آن حضرت به ما رخصت فرمود كه زنى را با لباسى ( به عنوان مهريّه ) به ازدواج موقّت خود درآوريم .
در كتاب الصحيحين روايت شده است كه در تمام عهد پيامبر و ابوبكر و بخشى از دوران خلافت عمر ، متعه كار معمولى مسلمانان بود .
در كتاب مسند احمد بن حنبل آمده است :
لَم يُنزَلِ القُرانُ بِحُرمَتِها ، و لَم يَنْهَ النَّبيُ عَنها ، حتَّى مات ؛
آيهاى از قرآن در حرمت متعه نازل نشده است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز ، تا زمان وفاتش از آن نهى نفرموده بودند .
هامش
( 1 ) . فخررازى ، تفسير ابو الفتوح ، ج 10 ، ص 50 ذيل آيهء 24 سورهء نساء ؛ ابن أبيالحديد ، شرح نهج البلاغه ، ذيل خطبهء 223