هر بدعتى شرك است
امام رضا عليه السلام مىفرمايد :
إنَّ أدنى ما يَخرُجُ بِهِ الّرجلُ مِن الإيمانِ أن يَقولَ لِلحِصاةِ نَواةٌ ، ثُمَّ يُدينُ بِذلِكَ و مِمَّن خالَفَهُ يَتَبَرّأ . « 1 »
كمترين چيزى كه انسان را از ايمان بيرون مىكند در اين است كه سنگ ريزه را هسته بنامد و آن را جزءِ دين خود قرار دهد و از مخالف آن بيزارى بجويد .
سماعة بن مهران از امام ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام حديثى نقل مىنمايد كه در آن ، ابوحنيفه را مورد طعن قرار مىدهد « 2 » ، زيرا از پيش خود ابداع حلال و حرام مىكرد . اگر حلال و حرام مستند به نصّ نباشد ، از روى رأى و استنباط عقلى خواهد بود و مشمول آيهء « فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَحَلالًا » « 3 » خواهد گرديد و چون عدم احراز اذن از سوى خدا قطعى است ، پس افتراى به خداست . بنابراين ، گشودن باب رأى و قياس ، ضدّ تسليم در برابر ذات احديّت و طغيان در قلمرو تشريع خواهد بود كه نفى آن جزءِ توحيد اسلام و قرآن است و از آن جا كه ابوحنيفه و همفكرانش به دليل در اختيار نداشتن نصّ و كفايت نكردن سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و همچنين عدم تسليم در برابر حجّت عصر به دليل حسد و بغى ، ناگزير ، به رأى خود عمل مىكردند و عملًا در برابر نصّ اجتهاد كرده و دست به تشريع و بدعت مىزدند ، پس لعن امام به ابوحنيفه از آن جهت بود كه با وجههاى كه ميان مسلمانان داشت ، آنان را از راه توحيد بيرون مىكرد و اين نوعى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 261 ، قسمتى از روايت عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ص 304
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 57
( 3 ) . يونس ( 10 ) آيهء 59