تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
آنها را شكست و گفت : قَتلتَ امرأ مُسلماً ثُمَّ نزوتَ عَلى امرأتِهِ ، وَ اللّهِ ؛ لأرجمَنَّك بِأحجارِك ؛ مرد مسلمانى را كشتى و با زنش هم بستر شدى ! [ كه زناى محصنه است ] به خدا سوگند ! تو را سنگسار خواهم كرد . و از خليفهء اوّل خواست تا حدّ خدا را دربارهء وى تعطيل نكند ؛ امّا خليفهء اوّل جواب داد : « تأوّل فأخطأ » يعنى مهم نيست ، او تأويل و اجتهاد به رأى خود كرده ؛ امّا مرتكب خطا شده است . عمر گفت : خالد مسلمانى را كشته است . خليفه گفت : إنّي لاأشيمُ سَيفاً سَلَّهُ اللّه عَلَى الكافرين « 1 » ؛
هامش
( 1 ) . الكلامل فى التاريخ ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 357 - 359 ؛ ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 6 ، ص 321 - 323 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ج 5 ، ص 165 ؛ تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 133 و تاريخ ابى الفدا ، ج 1 ، ص 185 . به‌طورى كه خوانندگان عزيز توجّه دارند مبدأ همهء انحراف‌هاى بزرگ ، از انحراف‌هاى جزئى شروع مىشود . اين اجتهاد در مقابل نصّ صريح قرآن هرچند به ظاهر جزئى است ، ولى پس از آن همواره اين كلمه ( تأوّل فأخطاءِ ) مبناى كارهاى خلفاى جور شده است . در رويداد فوق چندين مورد ، خلاف كتاب و سنّت صورت گرفته است : الف ) تعطيل حدّ ، و اين در حالى است كه قرآن دربارهء حدّزاني مىفرمايد : « وَ لاتَأخُذْكُم بِهِما رَأْفةٌ فِى دينِ اللّهِ إن كُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ اليَومَ الآخرِ » ؛ اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد در اجراى حدّ زانى غير محصنه [ كه زدن صد تازيانه است ] تحت تأثير رأفت قرار نگيريد . نور ( 22 ) آيهء 2 . وقتى عدم اجراى حدّ زانى غير محصنه با ايمان ، منافات دارد ، چگونه مىتوان مانع اجراى حدّ زانى محصنه شد ؟ ب ) مالك بن نويره مكرر اعلام كرد كه من مسلمانم و مرتد نيستم . چرا خالد او را كشت ؟ و مجازات نشد ؟ با اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « لايَحلُّ دَمُ إمرَىٍ مُسلِمٍ يَشهَدُ أن لاإلَهَ إلّااللَّهُ وَ أنَّي رَسولُ اللّهِ إلّاأحدُ ثلاثِة نَفَرٍ : النَّفسُ بِالنَّفسِ ، و الثَّيِّبُ الزّانِي ، و التّارك لِدِينِهِ المُفارِقُ لِلجَماعَةِ ؛ ريختن خون هيچ مسلمانى كه شهادت به وحدانيّت خداوند و رسالت من بدهيد ، جايز نيست ، مگر خون سه كس : كسى كه خون ديگرى را به ناحق ريخته است ، شخص متأهلى كه زنا كرده است و كسى كه دين جماعت مسلمين را ترك نموده است . » سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 847 ( كتاب حدود ، حديث 2534 ) و تاريخ ابىفدا ، ج 1 ، ص 185 . ج ) اگر مالك بن نويره خود مجرم بود ، چرا بايد زنش مورد تجاوز قرار گيرد و اموالش مصادره شود و افراد قبيله‌اش و كودكانش اسير گردند ؟ 1 . فخر رازى ، تفسير ابوالفتوح ، ج 10 ، ص 50 ذيل آيهء 24 سورهء نساء ، ابن أبيالحديد ، شرح نهج البلاغه ، ذيل خطبهء 223