از امام صادق عليه السلام دربارهء معناى آيهء
« اتّخذوا . . . »
پرسيدم ، فرمود :
به خدا سوگند ! آن احبار و رهبان ، مردم يهود و نصارا را به پرستش خودشان نخواندند و اگر هم مىخواندند ، كسى به آنها پاسخ مثبت نمىداد ، بلكه آنها حلال خدا را حرام و حرام او را حلال كردند و به اين ترتيب ، مردم بى آنكه متوجّه شوند آنها را پرستش نمودند .
همچنين در تفسير عيّاشى از ابو بصير ار امام صادق عليه السلام روايت شده است :
في قَولِ اللّهِ تَعالى :
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
قال : أما وَ اللّهِ ، ما صامُوا لَهُم وَ لاصَلُّوا ، وَ لكِنَّهُم أحَلّوا لَهُم حَراماً ، وَ حَرَّمُوا عَلَيهِم حَلالًا فَاتَّبَعُوهُم - وَ قالَ في خَبرٍ آخرٍ - :
« وَ لكِنَّهُم أطاعُوهُم في مَعصِيةِ اللّهِ » « 1 » .
امام عليه السلام در تفسير آيهء شريفهء
« اتخذوا . . . »
مىفرمايد : آنها براى علماى خودشان روزه نگرفتند و نماز نخواندند ، ولى اين علما حلال را حرام و حرام را حلال اعلام نمودند و مردم نيز اطاعت كردند . در خبر ديگرى امام فرمود : اين مردم از علماى خود در معصيت خداوند پيروى كردند .
ج ) در تشريع
يكى ديگر از شؤون توحيد ، ( به نصّ آيهء قرآن و بيان شارع ) توحيد در تشريع و قانون گذارى است . ازينرو ، تشريع بر خلاف قوانين الهى ، از مختصّات طاغوت است و اگر كسى بدون به دست آوردن اذن خدا - كه از كتاب و سّنت استفاده مىشود - قانون گذارى كند ، طاغوت خواهد بود و براى تمسّك به « عروة الوثقى » بايد از اين طاغوت دورى جست .
خطيب بغدادى در كتاب تاريخ بغداد و ديلمى در كتاب فردوس از
هامش
( 1 ) . به نقل از تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 21