پدرش حاتم طايى مشهور به كرم و بخشندگى بود . او به مدينه آمد ، مردم آمدن او را بازگو كردند تا اين كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد در حالى كه در گردنش صليبى از نقره بود . پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را مىخواند : « يهود و نصارا احبار و رهبان خود را به جاى خدا ، اوليا دانستند . » عدىّ مىگويد : به پيامبر گفتم : آنان كه احبار و رهبان خود را بندگى نمىكردند . پيامبر فرمود :
درست است ؛ مردم عبادتشان نمىكردند ، ولى آنها حلال خدا را براى مردم حرام و حرام او را حلال مىكردند و مردم نيز از آنها پيروى مىنمودند و معناى عبادت احبار و رهبان ، همين است .
در مجمع البيان « 1 » از طريق اماميّه بهطور عموم و خصوص رواياتى در اين باره با اسناد صحيح از ائمه معصومين - صلوات اللّه عليهم - وارد شده است .
بهطور عموم مانند روايت ابن أبيعمير از امام صادق عليه السلام كه فرمود :
مَن أطاعَ المَخلُوقَ في مَعصِية الخالِقِ فَقد عَبَدَهُ « 2 » ؛
هر كس در راه معصيت خدا ، از كسى فرمان ببرد ، او را عبادت كرده است .
در اصول كافى از ابو بصير روايت شده است كه گفت :
سَألتُ أبا عَبدِاللّهِ عنْ قَولِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ :
« اتَّخذُوا أحبارَهُمَ وَ رُهبانَهُم أرباباً مِن دونِ اللّهِ »
فقالَ : أما و اللّهِ ما دعَوهُم إلى عبادةِ أَنفُسِهِم ، و لَو دَعَوهُم إلى عبادةِ أنفُسِهِم لَمَّا أجابُوهُم ، وَ لكِن أحَلَّوا لَهُم حَراماً ، وَ حرَّمُوا عَلَيهِم حَلالًا ، فَعَبَدُوهُم مِن حَيثُ لايَشعُرُونَ ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . نيز نزديك به اين مضمون روايت شده است : طبرسى ، مجمع البيان ، ج 5 ، ص 23 ، ذيل آيهء 31 - / سورهء توبه
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 71 ، ص 116 و ج 72 ، ص 94
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 398