وَ جَعَلَ عَلى مَن تَعدى ذلِكَ الحَدَّ حَدّاً « 1 » ؛
خداى متعال هيچ موردى از احتياجهاى مردم را رها نكرده و حكم آن را در قرآن بيان نموده و براى پيامبرش توضيح داده است . خدا همچنين براى هر چيزى حدّى قرار داده و دليل روشنى براى آن بيان نموده است و براى هر كس كه از اين حدّ تجاوز كند نيز حدّى قرار داده است .
امام صادق عليه السلام در مورد علم و احاطهء خود به احكام الهى ، به ابوبصير فرمود :
يا أبا مُحمَّد ! وَ إنّ عِندَنا الجامِعةُ ، وَ ما يُدريهِم ما الجامِعةُ ؟ - قال :
قُلتُ : جُعلتُ فِداك : وَ مَا الجامعةُ ؟ قال : - صَحيفةٌ طُولُها سَبعُون ذِراعاً بِذراع رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إِملاءٌ مِن فِلْقِ فيهِ و خَطُّ عَلِىٍّ بِيَمِينِه ؛ فيها كُلُّ حَلالٍ و حَرامٍ ، و كُلُّ شَيءٍ يَحتاجُ إليهِ النّاسُ ، حَتَّى الأرض في الخدش « 2 » وَ ضَرَبَ بِيَدِه إلىّ فقال : - / تَأذُن لي
يا أبا محمّد ؟ - قالَ ، قُلتُ : جُعلتُ فِداك إنّما أنَا لَكَ اصنَعْ ما شَئتَ ! قالَ : فَغَمَزَني بِيَدِه ، فقالَ : - حتَّى أرش هذا . . . ؛ « 3 »
اى ابا محمّد ! جامعه نزد ماست و آنها چه مىدانند كه جامعه چيست ؟
ابوبصير مىگويد گفتم : فدايت شوم ، جامعه چيست ؟ فرمود : صحيفهاى است كه درازى آن هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد كه به املاء پيامبر و دست خط مولاى متّفيان على عليه السلام است . در اين جامعه ، همهء حلالها و حرامها و هر آنچه مورد نياز مردم است ، حتّى ارش خراش اندكى بر بدن ، موجود است . آنگاه دستش را بر من زد و فرمود : ابا محمد !
هامش
( 1 ) . همان ، ص 59
( 2 ) . أرش : كسر قيمت . مثلًا شخصى چيزى را به شرط سالم بودن مىخرد ؛ بعد معلوم مىشودمعيوب است ، آن شخص مىتواند تفاوت قيمت سالم از معيوب را از فروشنده بگيرد . خدش نيز ، به معناى خراشى است كه بر بدن ايجاد شود
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 26 ، ص 38