آمنتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمّدٍ وَ عَلانِيَتِهِم ، وَ ظاهِرِهِم وَ باطِنِهِم ، وَ أشْهَدُ أنَّهُمْ في عِلْمِ اللّهِ و طاعَتِهِ كَمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ؛
به پنهان و آشكار و ظاهر و باطن آل محمد ايمان آوردهام و شهادت مىدهم كه آنان در اطلاع از علوم الهى و وجوب اطاعت ، مانند حضرت محمد صلى الله عليه و آله هستند .
اهل سنّت چون سنّت را منحصر به پيامبر مىدانند ، در مسائلى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى صحابه بيان نكرده است ، متحيّر هستند و از قياس و رأى و استحسانات واستصلاحات بهره مىگيرند و اين ، دو راهىاى است كه فقه شيعه را از فقه اهل سنّت جدا مىكند .
امّا ائمهء اهل بيت عليهم السلام مىگويند براى هر موضوعى ، حكمى پيش خداست كه ما آن را به وسيلهء مرموز خود مىدانيم ، لذا حجيّت و اعتبار قول ائمه به اين دليل نيست كه آنها راويان صادق و موثّقى هستند كه آنچه مىگويند نقل از رسول خداست ، بلكه گفتار آنان بدين دليل حجّت است كه به وسيلهء پيامبر اسلام از سوى خداوند براى تبليغ و رساندن احكام واقعى الهى معرّفى و منصوب شدهاند و مانند جدّ بزرگوارشان احكام واقعى را از سوى خداوند به دو طريق زير بيان مىكنند :
1 . الهام و راههاى ديگر غيبى كه خود بهتر مىدانند .
2 . از طريق گرفتن از معصوم قبلى .
امام على عليه السلام مىفرمايد :
عَلَّمَني رَسولُ اللّهِ أَلفَ بابٍ مِنَ العِلمِ فَفَتَحَ لي مِن كُلِّ بابٍ ألفُ بابٍ ؛
پيامبر به من هزار بابِ علم را آموخت كه از هر بابى باب ديگر برايم گشوده شد .
بنابراين ، ائمهء اطهار عليهم السلام در بيان احكام شرعى در رديف روايت كنندگان
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص١٠١