تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١

فردا كه به نزد ايشان رفتم كودك را نديدم ، و تبريك گفتم ، ايشان فرمودند : اى عمه ! او در ودايع خداست ، اگر خدا خروج او را اذن دهد . » الخرائج و الجرائح 1 / 455 از حكيمه : « روزى نزد امام حسن عسكري ( عليه السلام ) رفتم ، ايشان فرمودند : عمه ! امشب را نزد ما سپرى كن ، زيرا خدا جانشين را در آن آشكار مي‌سازد ، گفتم : از چه كسي ؟ فرمودند : نرجس ، عرض كردم : در او اثرى از باردارى مشاهده نمي‌كنم ، فرمودند : عمه ! او بسان مادر موسى است كه هنگام ولادت اثر حمل در او آشكار شد . پس من و نرجس شب را در اتاقى مانديم . نيمه شب هر دو نماز شب گزارديم ، من با خود گفتم : فجر نزديك شده ولى آنچه ابو محمد ( عليه السلام ) فرموده رخ ننموده است ! ايشان از اتاقشان صدا زدند : شتاب نكن ، و من با خجالت به اتاق بازگشتم . نرجس هراسان پيش من آمد ، او را به سينه چسبانيدم و قل هو الله أحد ، إنا أنزلناه و آية الكرسى را بر او خواندم ، و جانشين از درون شكم چون من قرائت مي‌كرد . نورى در خانه درخشيد كه يكباره ديدم جانشين زير مادر و رو به قبله ، سر به سجده گذارده است ، پس او را برگرفتم . ابو محمد ( عليه السلام ) از اتاق ندا كردند : اى عمه ! پسرم را نزد من بياور . من هم او را حضور ايشان بردم ، زبان خود را در كام او گذاشت و بر ران خود نشاند ، فرمود : پسرم ! به اذن خدا تكلّم كن ، او هم گفت : أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم ، وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرض وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ . وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأرض وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ ، ( 1 ) و خواستيم بر كسانى كه در آن زمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم ، و ايشان را وارثان قرار دهيم . و در زمين قدرتشان دهيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند ، بنمايانيم . و خداوند ، بر محمد مصطفي ، على مرتضي ، فاطمه‌ى زهرا ، حسن و حسين ، على بن الحسين ، محمد بن علي ، جعفر بن محمد ، موسى بن جعفر ، على بن موسي ، محمد بن علي ، على بن محمد و حسن بن على پدرم درود فرستد . پرندگانى سبز ما را احاطه كردند ، ابو محمد ( عليه السلام ) به يكى از آنان نگريست ، او را فراخواند

هامش
( 1 ) . سوره‌ى قصص / 6 - 5
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 941 | الشيخ علي الكوراني العاملي