شما بيايند و با شما پيكار كنند . مسلمانان آن روز در زمينى به نام غوطه در شهرى به نام دمشق خواهند بود . » نگارنده : سخن از دمشق و دجال از اضافات كعب و شاگردان اوست ، هيچ سخنى از آن در روايات نويسندگان قديمى مانند ابن ابى شيبه در المصنف 15 / 104 كه از عوف بن مالك و معاذ بن جبل روايت ميكند ، و نيز مسند احمد 5 / 228 و 6 / 22 و 27 كه از عوف نقل ميكند ، نيست . اين يعنى اينان عناصرى اينچنين را به اصل روايت افزودند ، عصر خود و نبرد خود با روم را بر آن پياده نمودند و به بيراهه كشاندند ! ( 1 ) سخن ابن حجر در فتح البارى 6 / 199 نيز اين مطلب را تأكيد ميكند . وى در جريان نبرد موعود كه پس از صلح با روم خواهد بود مينويسد : « ابن منير گويد : ماجراى روم تا به امروز رخ نداده است ، و خبرى نرسيده كه آنان با اين تعداد لشكر از راه زمينى هجوم آرند . اين امر هم بشارتى در خود دارد و هم هشداري . توضيح آنكه اين خبر دلالت ميكند كه با وجود لشكرى چنان انبوه ، فرجام نيك از آنِ مؤمنان است و اشاره دارد به اينكه لشكريان اسلام چند برابر آنچه امروز هستند خواهند بود . حاكم از طريق شعبى از عوف بن مالك همين روايت را چنين ميآورد كه عوف در جريان طاعون عمواس به معاذ گفت : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به من فرمود : پيش از قيامت شش امر را بشمار ، سه مورد آن رخداده است ، يعنى فوت ايشان ، فتح بيتالمقدس و طاعون ، و سه تاى ديگر مانده است . معاذ گفت : افراد خاصى قابليت شنيدن اين را دارند . در الفتن نعيم بن حماد آمده است كه اين جريان در زمان مهدى و توسّط يكى از خاندان هرقل واقع ميشود . » خلاصهى جريان از مجموع گزارشات ، اين است كه آتش بس نهايى با روم بر دست حضرت مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) و با حضور مسيح ( عليه السلام ) واقع ميشود ، و روميان پس از چند سال آن را نقض ميكنند و با لشكرى حدود يك ميليون نفر به جنگ ميآيند . بين دو گروه نبردى رخ ميدهد و امام ( عليه السلام ) پيروز
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 772
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٧٧٢
هامش
( 1 ) . و نيز مراجعه و مقايسه كنيد : صحيح بخارى 4 / 123 ، سنن ابو داود 4 / 300 ، ابن ماجه 2 / 1341 ، رويانى / 123 ، المعجم الاوسط 1 / 67 ، المعجم الكبير 18 / 40 و مسند الشاميين 1 / 398