تحريف حديث صلح و افزودن بر آن
برخى راويان جريان صلح را بر عصر خود پياده كردهاند و امور مربوط به نبرد آن روز با روميان را بدان افزودهاند ! سنن ابن ماجه 2 / 1369 آن را بر عصر خود منطبق ميداند ، وى مينويسد : « جبير گفت : ما را نزد ذى مخمر ببر . وى از صحابهى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بود . او از ذى مخمر در مورد آتش بس پرسيد و او گفت : از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم : شما با روميان صلح خواهيد كرد . . . » ( 1 ) بعدها خيالات راويان هم بدان افزوده شد و لذا در الفتن 1 / 397 ميبينيم : « ميان مهدى و روم آتش بس برقرار خواهد شد . پس از آن مهدى از دنيا ميرود و مردى از اهلبيتش عهده دار امور ميشود . او مدتى اندك به عدالت رفتار ميكند ، آنگاه شمشيرش را بر اهل فلسطين ميكشد ، آنها هم بر او ميشورند . او به اهالى اردن پناه ميبرد و دو ماه در ميان آنها به عدالت رفتار ميكند ، بعد از آن بر روى آنها هم شمشير ميكشد و آنان نيز ميشورند و او به دمشق فرار ميكند . آيا آستانهى درِ جابيه را ديدهاي ، همان جا كه تابوتها را قرار ميدهند ؟ سنگى گرد در فاصلهى پنج ذراعى آن است ، او بر روى آن ذبح ميشود . سخن از خون او بر زبانها خواهد بود كه گفته ميشود : روميان بين صور و عكا گرد آمدهاند . » البته افسانه سرايى به اينجا ختم نشد ، بلكه سخن از شام و دجال هم بدان افزوده شد ، الفتن / 7 از عوف از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكند : « اى عوف ! پيش از قيامت شش امر را بشمار ؛ نخست مرگ من ، عوف گويد : چنان گريستم كه ايشان خود مرا آرام كردند ، آنگاه فرمودند : بگو يك . دوم : فتح بيتالمقدس ، بگو : دو . سوم : بيماريى بسان مرض گوسفند در ميان امتم به هم خواهد رسيد ، بگو : سه . چهارم : فتنهاى كه در امتم رخ ميدهد - و آن را عظيم شمردند - ، بگو : چهار . پنجم : ثروتها در ميان شما پخش شود تا جايى كه مردى را صد دينار بدهند ولى آن را كم شمرد ، بگو : پنج ، و ششم آنكه ميان شما و بنى اصفر آتش بسى واقع شود ، سپس آنها به سوى