فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 631
ميشود ، علاوه بر آنكه اسنادى ضعيف دارد . از ديگر گزارشات ضعيف ابنحماد 1 / 304 كه به امام باقر ( عليه السلام ) نسبت ميدهد ! يكى آن است كه سخن از پيروزى سفيانى بر ابقع ، منصور ، كندي ، ترك وروم ميگويد و اينكه در پى آن رهسپار عراق ميشود . اين گزارش سخن از اشغال عراق توسّط بنى اميه ميراند ، همان آرزوى ديرينهى آنان ! همان 1 / 291 گزارشى ديگر از ايشان ميآورد و در آن سخن از پيروزى سفيانى بر ابقع به ميان رفته است . در ادامه منصور يمانى از صنعاء ميآيد ولى از سفيانى شكست ميخورد . آنگاه سخن از روم و كندى ميرود . دوازده بيرق در عراق برافراشته ميشود . مردى از نسل حسن يا حسين در آن به قتل ميرسد . . . نگارنده : از اين نقلها واضح ميشود كه اينان بر روايات اهلبيت ( عليهم السلام ) افزوده و نيز از آن كاستهاند . آيا زرقاوى رفيق سفيانى است ؟ غيبت شيخ طوسى / 273 از عمر بن ابان كلبى از امام صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « گويا سفيانى يا رفيق او را ميبينم كه در رحبهى كوفهتان ( 1 ) ( 1 ) . رحبهى كوفه سكويى در مسجد كوفه ، كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بر آن مينشستند و موعظه ميفرمودند . بساط خود را افكنده است ، منادى او ندا ميكند : هركسى سر شيعهى على را بياورد هزار درهم پاداش دارد . پس همسايه بر همسايه ميپرد و ميگويد : اين از آنهاست ، و گردنش را ميزنند و او هزار درهم ميستاند ! بدانيد ! حكمرانى بر شما در آن روز ، تنها از آنِ فرزندان زنان زناكار است . گويا من صاحب برقع را ميبينم . گفتم : صاحب برقع كيست ؟ فرمودند : مردى از شما كه [ به ظاهر ] همان اعتقاد شما را دارد ، برقع ميپوشد ، شما را احاطه ميكند و ميشناسد ، ولى شما او را نميشناسيد ، او از شما يكى يكى سخن چينى ميكند . بدانيد ! او نيست مگر پسر زنى زناكار . » نگارنده : مقصود از رفيق سفيانى كسى است كه در رفتار و دشمنى با پيروان اهلبيت ( عليهم السلام )