ميرسد ، پا به فرار ميگذارند . آنگاه او وارد كوفه شده كسانى را كه از بنى هاشم در بندند ، آزاد ميسازد . گروهى كه آنان را عصب گويند ، از روستاهاى عراق خروج ميكنند . آنان سلاح اندكى به همراه دارند ، و تنى چند از اهالى بصره نيز در ميان آنهايند . آنان خود را به اصحاب سفيانى ميرسانند و اسيران عراقى را كه همراه آنها هستند ، رها ميسازند . پرچمهاى سياه نيز بيعتشان را براى مهدى ارسال ميكنند . » ( 1 ) همان 1 / 321 از شريح بن عبيد ، راشد بن سعد و ضمرة بن حبيب و اساتيد آنان نقل ميكند : « سفياني ، لشكرهاى خود را ميفرستد . آنان به مشرق - خراسان و فارس - ميرسند . مشرقيان بر آنان ميشورند و در چند موضع با آنان ميجنگند . چون جنگ به درازا انجامد ، با مردى از بنى هاشم بيعت ميكنند . آن روز او در آخر مشرق است . او با اهل خراسان قيام ميكند . وقتى خبر قيام آن مرد هاشمى به مردى از بنى تميم كه غلام مشرقيان ، زرد پوست و كم ريش است ميرسد ، با پنج هزار تن خروج ، و با هاشمى بيعت ميكند ، او هم آن مرد را پيش قراول لشكرش قرار ميدهد . اگر كوههاى استوار به استقبال او آيند ، همه را در هم ميكوبد . آنان با لشكر سفيانى روبرو ميشوند و آنها را شكست ميدهند و بسيارى از آنها را به هلاكت ميرسانند . در ادامه پيروزى از آنِ سفيانى بوده ، هاشمى ميگريزد . شعيب بن صالح هم مخفيانه به بيتالمقدس رفته و هنگامى كه به دو خبر ميرسد مهدى به سمت شام رفته ، خانهى او را آمادهى ورود ميسازد . » اين عبارات - كه بيانگر آرزوهاى اتباع بنى اميه مبنى بر اشغال خراسان و عراق است - همان گونه كه مشاهده ميشود ، سخنان افرادى عادى است ، كه تهافت و چند گونه گويى نيز در آن ديده ميشود ، لذا قابليت اعتماد ندارد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٣٣
الفتن 1 / 302 از ابو رومان از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل ميكند : « هنگامى كه لشكر سفيانى به
هامش
( 1 ) . و نيز الحاوى سيوطى 2 / 67