تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦

سفيانى از نسل معاويه

كتاب سليم / 197 مي‌نويسد : « از نامه‌هاى حضرت علي ( عليه السلام ) به معاويه : اى معاويه ! رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) به من خبر داده اند كه بنى اميه محاسن مرا از خون سرم رنگين مي‌كنند و من به شهادت مي‌رسم ، پس از من تو بر اين امّت به حكومت خواهى رسيد ، تو پسرم حسن را با نيرنگ مسموم خواهى كرد ، و پسرت يزيد پسرم حسين را خواهد كشت و پسر زنى زناكار از سوى او عهده‌دار اين كار خواهد شد و بعد از تو هفت تن از فرزندان ابو العاص و مروان بن حكم - تا آن دوازده تن پيشوا [ ى ضلالت ] كه رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) ديده بود به مانند بوزينگان بر منبرش مي‌جهند و امّت او را از دين خدا به پشت سرهايشان [ و جاهليت ] باز مي‌گردانند و سخت‌ترين عذاب را در روز قيامت در ميان مردم دارند ، كامل شوند - زمام امّت را به دست خواهند گرفت . و خداوند به وسيله‌ى پرچم‌هاى سياهى كه از سمت مشرق مي‌آيد ، خلافت را از آنها خارج خواهد كرد ، به دست آنان اينان را به ذلّت نشانده و زير هر سنگى به قتل خواهد رساند . و اينكه مردى از نسل تو شوم ، ملعون ، جلف ، جفاكار ، وارونه دل ، خشن و سخت است و خداوند رأفت و رحمت را از دل او كنده . دايي‌هايش از كلب هستند و گويا او را مي‌نگرم . اگر مي‌خواستم نام و صفت او و نيز اينكه چند سال دارد را مي‌گفتم . او لشكرى به مدينه مي‌فرستد كه بدان وارد مي‌شوند . كشتار و فحشاء بسيارى به راه مي‌اندازند . مردى از فرزندان من - كه پاك و منزّه است و زمين را از عدل و داد آكنده مي‌سازد ، همان سان كه از ستم و جفا پر شده - از آنان مي‌گريزد . من نام ، نشانه و سنّ او در آن روز را مي‌دانم . او از فرزندان پسرم حسين است كه پسرت يزيد او را مي‌كشد . او خون‌خواه پدرش است . پس به سوى مكه فرار مي‌كند . رئيس آن لشكر مردى پاك و بى گناه از فرزندان مرا در كنار احجار الزيت خواهد كشت . آنگاه آن لشكر به سمت مكه مي‌روند . من نام فرمانده‌ى آنها ، اسامى آنان و نشانه‌هاى اسبانشان را نيك مي‌دانم . چون به بيابان رسند و بر آن قرار گيرند ، خداوند آنها را به زمين فرو خواهد برد ، خداوند عزوجل مي‌فرمايد : وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ ،