چهرهاى هراس آور ، سرى بزرگ ، سرخ رو با چشمانى آبى رنگ
كمال الدين 2 / 651 از عمر بن اذينه از امام صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « پدرم فرمود : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمودند : پسر زن خورندهى جگرها از وادى يابس خروج ميكند . او مردى است ميانه قامت ، با چهرهاى هراس آور و سرى بزرگ . در صورتش نشان آبله است . چون او را مشاهده كنى يك چشم پنداري . نامش عثمان و نام پدرش عنبسه است و از نسل ابوسفيان ميباشد . او ميآيد تا به زمينى كه زيستگاه و داراى آب زلال است برسد و بر منبر آن بالا رود . »
غيبت نعمانى / 306 از محمد بن مسلم از امام باقر ( عليه السلام ) روايت ميكند : « سفيانى به سرخى ميزند ، بور است و چشمانى آبى دارد . هرگز خدا را عبادت نكرده و مكه و مدينه را نديده است . او ميگويد : خداى من ! انتقامم را ميگيرم و داخل آتش ميشوم ، خداى من ! انتقامم را ميگيرم و داخل آتش ميشوم . »
كمال الدين 2 / 651 مشابه آن را نقل ميكند ، در آن نقل آمده است : « اگر سفيانى را ببينى خبيث ترين مردم را ديدهاي . او بور است ، به سرخى ميزند و چشمانى آبى دارد . ميگويد : خداى من ! انتقامم را بگيرم ، انتقامم را بگيرم ، پس از آن وارد آتش ميشوم . خباثت او تا بدانجا رسيده كه كنيزى را كه از آن فرزند دارد زنده دفن ميكند تا مبادا او را معرفى كند . »
ارشاد / 359 از امام باقر ( عليه السلام ) : « منطقهاى در شام كه جابيه نام دارد به زمين فرو رود . ترك در جزيره و روم در رمله فرود آيند . در آن زمان اختلاف بسيارى در همه جاى زمين رخ دهد تا آنكه شام خراب شود . سبب ويرانى آن ، آن است كه سه بيرق در آن گرد آيند ؛ بيرق اصهب ،
ابقع و سفياني . »
غيبت شيخ طوسى / 278 از بشر بن غالب : « سفيانى از بلاد روم در زى مسيحيان و با صليبى در گردن ميآيد . او رئيسى است . »
يعنى وى در صدد نزديك كردن خود به مسيحيان است .