تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
پيشتر نيز امورى به واسطه‌ى احمد بن هلال و ديگر نظائر وى برايتان مي‌آمد ، آنها هم به مانند اين از اسلام بازگشتند ، لعنت و خشم خدا بر آنان باد . [ كسى كه اين سؤال را نوشت افزوده : ] پيش از اين نيز [ درباره‌ى توقيعات ] پرسش كرده بودم ، جواب چنين آمد : بدان ! كسانى كه درباره‌شان تحقيق كردي ، هيچ ضررى در آنچه به واسطه‌شان رسيده نيست ، و اين [ توقيعات ] صحيح است . پيشتر نيز همين سؤال از برخى عالمان [ امامان ] ( عليهم السلام ) درباره‌ى برخى كسانى كه خدا بر آنان غضب كرده ، شد ، ايشان ( عليه السلام ) فرمودند : دانش دانش ماست ، و كفر كسى كه كافر شد ، ضررى به شما نمي‌رساند ، پس آنچه به واسطه‌ى او رسيد ، اگر به وسيله‌ى روايت شخصى ديگر از ثقات - كه خدايشان رحمت كند - برايتان ثابت شد ، خدا را شكر كرده آن را بپذيريد ، و در آنچه شك كرديد يا آنكه تنها به واسطه‌ى او به شما رسيد ، به ما بازگردانيد تا صحت يا بطلان آن را بيان كنيم ، و خداوند - كه نام‌هايش مقدّس و ثنايش جليل است - عهده‌دار توفيق شماست ، او در تمامى امورمان براى ما كافى و نيكو عهده‌دارى است . » همان / 389 از ابو الحسين محمد بن فضل بن تمام ( رحمه الله ) نقل مي‌كند : « نخستين زمان‌هايى كه به حديث نگارى مشغول شديم در حضور ابو جعفر بن محمد بن احمد بن زكوزكي ( رحمه الله ) سخن از كتاب التكليف به ميان آورديم و باور ما اين بود كه هر كسى اين كتاب را داشته باشد غالى است ، ايشان گفتند : ابن ابى عزاقر در كتاب التكليف چه چيزى از خود نوشته است ؟ او فقط چك نويسى مي‌كرد و نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح مي‌آورد و عرضه مي‌داشت و ابو القاسم تصحيح مي‌كرد . پس از تصحيح آن را نقل مي‌كرد و فرمان مي‌داد استنساخ كنيم . يعنى كسى كه به آنان فرمان مي‌داد حسين بن روح - كه خدا از او راضى باشد - بود . ابو جعفر گويد : من آن را در بغداد با خطّ خود نوشتم . ابن تمام گويد : به دو گفتم : آقاى من ! آن را به من بسپار تا از خطّ شما بنويسم ، او گفت : از دست من بيرون رفته . ابن تمام گويد : من با شنيدن اين حكايت ، آن را از ديگرى گرفتم و نوشتم . » الذريعة الى تصانيف الشيعة 4 / 406 مي‌نويسد : « كتاب التكليف ؛ اثر ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر مقتول . او آن كتاب را در دوران استقامت خود