تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦

غلو آميز در تشيع بنيان نهاد ، و به تناسخ و حلول خدا در خود اعتقاد داشت ، علاوه بر امورى ديگر . كسى كه باورهاى اينچنينى او را آشكار كرد ، ابو القاسم حسين بن روح - كه شيعيان او را باب مي‌نامند - بود . لذا در طلب شلمغانى برآمدند . او هم مخفى شد و به موصل گريخت . سال‌ها در آنجا مقيم بود و بعد به بغداد رفت . . . وى مي‌نويسد : كسى كه او را محاكمه كرد خود خليفه راضى بود . » ( 1 ) سير اعلام النبلاء 14 / 568 مي‌نويسد : « اين خبر منتشر شد كه وى ادعاى ربوبيت و احياى مردگان دارد . پيروانش افزون شدند . ابن مقله او را نزد راضى بالله احضار كرد . . . ابو على حسين [ بن قاسم وزير ] كه به دو جمال گويند ، در سال 319 وزير مقتدر بود ، و عميد الدولة لقب داشت . وى پس از هفت ماه عزل و زندانى شد . مجلسى با حضور شلمغانى ترتيب دادند و او را حاضر ساخته به مناظره با او پرداختند . نامه‌هايى از او آشكار شد كه در آن شلمغانى را إله مي‌خواند . او هفتاد و هشت سال زيست . » ( 2 )

روايات آنان را بپذيريد ، ولى نظراتشان را نه

امامان ( عليهم السلام ) در مورد كتاب‌هاى عالمانى كه در مسير حق و مستقيم بودند ، ولى بعداً منحرف شدند - مانند شلمغانى - قاعده‌اى به دست ما داده و فرموده‌اند : روايات آنان را بپذيريد ، ولى نظراتشان را نه . غيبت شيخ طوسى / 389 مي‌نگارد : « ابو الحسين بن تمام ، از عبد الله كوفى خادم شيخ حسين بن روح - كه خدايش رضا باشد - نقل مي‌كند : پس از آنكه ابن ابى عزاقر مورد مذمّت قرار گرفت و توقيعى در لعن او آمد ، از شيخ - يعنى ابو القاسم - درباره‌ى كتب وى چنين سؤال شد : با كتاب‌هاى او كه خانه‌هايمان پر است از آنها ، چه كنيم ؟ ايشان در پاسخ گفت : در اين باره همان سخنى را مي‌گويم كه ابو محمد حسن بن على عسكري ( عليهما السلام ) درباره‌ى
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به مآثر الانافة 1 / 289 ، الوافى بالوفيات 4 / 81 و 8 / 226 و تاريخ الاسلام 24 / 115
( 2 ) . شذرات الذهب 1 / 293