تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1197

مساهمون:

ص١١٩٧

كتب بنى فضال ( 1 ) فرمودند ، از ايشان پرسيدند : با كتاب‌هاى آنها كه خانه‌هايمان از آن آكنده است ، چه كنيم ؟ ايشان فرمودند : آنچه را روايت كردند بپذيريد ، ولى نظراتشان را واگذاريد . » نجاشى در فهرست خود / 378 مي‌نويسد : « محمد بن على شلمغانى ابو جعفر معروف به ابن ابى عزاقر ، از عالمان پيشين اصحاب ما بود . لكن حسادت نسبت به ابو القاسم حسين بن روح ، او را برآن داشت كه ترك مذهب كند و به عقائدى سخيف معتقد شود . تا آنكه توقيعاتى درباره‌ى او صادر شد ، و سلطان او را دستگير كرد و به قتل رسانيد و به دار آويخت . او نوشته‌هايى دارد از جمله : كتاب التكليف ، نامه‌اى به ابن همام ، كتاب ماهية العصمة ، كتاب الزاهر بالحجج العقلية ، كتاب المباهلة ، كتاب الأوصياء ، كتاب المعارف ، كتاب الإيضاح ، كتاب فضل النطق على الصمت ، كتاب فضل العمرتين ، كتاب الأنوار ، كتاب التسليم ، كتاب البرهان والتوحيد ، كتاب البداء والمشيئة ، كتاب نظم القرآن ، كتاب الإمامة الكبير ، كتاب الإمامة الصغير . ابو الفرج محمد بن على كاتب قنائى گويد : ابو المفضل محمد بن عبد الله بن المطلب به ما گفت : ابو جعفر محمد بن على شلمغانى در دورانى كه در معلثايا ( 2 ) مخفى بود ، كتاب‌هايش را برايم ياد كرد . » غيبت شيخ طوسى / 393 از محمد بن احمد بن داود قمى چنين مي‌آورد : « به دست خطّ احمد بن ابراهيم نوبختى و املاء ابو القاسم حسين بن روح - در پشت نامه‌اى كه در آن سؤالات و پاسخ‌هايى بود كه از قم فرستاده شده بود و در آن پرسيده بودند آيا اين جواب‌ها از جانب فقيه [ امام ] ( عليه السلام ) است يا محمد بن على شلمغاني ؟ زيرا از شلمغانى چنين نقل شده : من پاسخ اين سؤالات را داده‌ام . پس در پشت نامه‌شان پاسخ را نگاشت - چنين يافتم : بسم الله الرحمن الرحيم ، ما از اين نامه و آنچه دربردارد آگاه شديم ، تمام آن پاسخ‌هاى ماست ، و واگذارده‌ى گمراه گمراهگر معروف به عزاقرى - كه خدايش لعنت كند - هيچ نقشى [ حتي ] در يك حرف از آن نداشته است .

هامش
( 1 ) . حسن بن على بن فضال و پسرانش در زمره‌ى راويان فطحى بودند كه پس از امام صادق ( عليه السلام ) به امامت عبد الله افطح گردن نهادند ، البته خود حسن بن على بن فضال نهايتاً از اين اعتقاد بازگشت . م
( 2 ) . منطقه‌اى در موصل
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1197 | الشيخ علي الكوراني العاملي