نگاشت . لكن حسادت بر جايگاه حسين بن روح نوبختى وى را بر آن داشت كه ترك مذهب كند . . . ابو المفضل شيبانى درگذشته به سال 387 اين كتاب را از او روايت ميكند . پدر شيخ صدوق نيز آن را - البته به استثناء روايت گواهى بدون علم شخص براى برادرش - از او روايت كرده است . » همان 21 / 187 : « [ كتاب ] المعارف ؛ اثر ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر . » برخي ( 1 ) معتقدند كتاب التكليف شلمغاني ، همان كتاب فقه الرضا ميباشد . بنابراين احتمال ، تأييد آن كتاب توسط سفير امام ( عليه السلام ) تأييد اين يك را نيز به دنبال دارد ، به خصوص آنكه مصادر بسيار ديگري ، احاديث و فتاواى موجود در آن را تأييد نموده است .
مخمّسهى حلوليه ( 2 ) اصل اين باور ، برگرفته از مذهب حلول مجوسى است . مخمسه بر اين باورند كه مصالح عالم بر عهدهى سلمان فارسي ، مقداد ، عمار ، ابوذر و عمر بن اميهى ضمرى گذاشته شده است . ( 3 ) آنان بعدها اين اعتقاد را در مورد پيامبر ، اميرالمؤمنين ، حضرت زهرا و امام حسن و امامحسين ( عليهم السلام ) پياده كردند ! شايد نخستين كسى كه به نشر اين باور در بغداد پرداخت ، احمد بن هلال كرخى باشد كه پيروانش را كرخيه يا كرخيان گويند ، همو كه توسّط امام زمان ( عليه السلام ) لعنت شد . شيخ طوسى در غيبت / 414 ميفرمايد : « كرخيان ، مخمسه بودند و احدى از شيعيان در آن ترديدى ندارد . ابو دلف نيز چنين اعتقادى داشت و ميگفت : سرورمان شيخِ صالح - يعنى ابوبكر بغدادى - مرا از مذهب ابو جعفر كرخى به مذهب صحيح هدايت كرد . جنون ابو دلف و حكايات فساد عقيدهى او بيش از آن است كه به شمارش آيد . »