تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1131

مساهمون:

ص١١٣١
تشيع حضور دارند ، از جمله ابن مقله ، و بارزترين اينان ابن فرات است كه خليفه او را به منصب وزارت گمارد ، پس از مدتى بر كنار كرد ، اموالش را مصادره نمود و وى را به زندان انداخت . البته شايستگي‌هاى ابن فرات ، موجب شد مقتدر وى را به قدرت بازگرداند . ابن فرات نزد مردم نيز محبوبيت داشت . اللباب فى تهذيب الانساب 2 / 414 مي‌نويسد : « ابن فرات در جود و سخا شبيه برمكيان بود ، شاعر نيز گويد : آل الفرات و آل برمك ما لكم قلّ المعين لكم و قلّ الناصر اى آل فرات و اى آل برمك ! از چه روست كه ياران و ناصران شما اندكند ؟ » ابو الحسن صابى در تاريخ الوزراء / 3 مي‌نويسد : « بنى فرات اهل شهرى به نام بابلا صريفين از نهروان اعلى بودند . آنان در آنجا بيش از سيصد نفر خويشاوند دارند . اولين شخص از آنان كه به قدرت رسيد ، ابو العباس احمد بن محمد بن موسى بن فرات بود . وى خوش خط ، كارآمد ، آگاه از حساب و امور و پيشگام اهل زمان در اين موارد بود . . . ابو الفضل بن عبد الحميد كاتب گويد : هنگامى كه ابو القاسم عبيدالله بن سليمان به وزارت المعتضد بالله رسيد ، همه جا پر از خوارج بود ، طمع از همه سو حكم مي‌كرد ، دارايي‌ها و اموال از ميان رفته بود ، اسماعيل بن بلبل ماليات دو سال را در يك سال به كار گرفته بود ، نه در خزانه‌ها مالى بود و نه زرى تا بتوان نياز ناگزير هر روزه را كه هفت هزار دينار است برآورده ساخت . روزى در مجلس خود در كاخ المعتضد بالله به من گفت : اى ابو الفضل ! ما وارد دنيايى ويران و بسته شديم ، بيت المال خالى است ، و آغازين زمان‌هاى حكومت خليفه‌اى جديد است ، تا زمان دريافت ماليات هم زمان بسيارى مانده ، من هر روز حد اقل هفت هزار دينار براى انفاق‌هاى خليفه نيازمندم ، اگر روش كارگشايى دارى بگو . من - كه دوست مي‌داشتم بنى فرات را از حبس بِرهانم - گفتم : اگر اين مقصود و بيش از آن را خواهاني ، دو پسر فرات را آزاد ساز و به كار گير . او هم برخاست ، نزد معتضد رفت و جريان را گفت و افزود : من دير زمانى است كه از اين امور فاصله گرفته‌ام ، پسران فرات در اين امور